تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
بعد از آن هر گونه بلا و المى و مرضى كه مرا پيش مىآمد چون نماز كردم و سر به سجده گذاردم و اين كلمات را گفتم مرا فَرَجى و خلاصى روى داد . [ 1 ] در قرآن مجيد وارد است كه : وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِه ، [ 2 ] راجع به اين مطلب است كه : كسى كه توكّل بر خدا دارد خدا مزد اوست ؛ او خدا را دارد و بنابراين خدا براى او كافيست ! ديگر به چه چيز نياز دارد ؟ كسى كه خدا را دارد همه چيز را دارد ، و كسى كه خدا را ندارد هيچ چيز ندارد . حضرت سيّدالشّهداء عليه السّلام مىفرمايد : أنتَ الَّذِى أشرَقتَ الأنوارَ فى قُلُوبِ أولِيائِكَ حَتَّى عَرَفُوكَ و وَحَّدُوكَ ، و أنتَ الَّذِى أزَلتَ الأغيارَ عَن قُلُوبِ أحِبّائِكَ حَتَّى لَم يُحِبُّوا سِواكَ و لَم يَلجَئُوا إلَى غَيرِكَ ، أنتَ المُونِسُ لَهُم حَيثُ أوحَشَتهُمُ العَوالِمُ ، و أنتَ الَّذِى هَدَيتَهُم حَيثُ استَبانَتْ لَهُمُ المَعالِمُ ! ما ذَا وَجَدَ مَن فَقَدَكَ ، و ما الَّذِى فَقَدَ مَن وَجَدَكَ ! لَقَد خابَ مَن رَضِىَ دُونَكَ بَدَلًا ، و لَقَد خَسِرَ مَن بَغَى عَنكَ مُتَحَوَّلًا ! كَيفَ يُرجَى سِواكَ و أنتَ ما قَطَعتَ الإحسانَ ، و كَيفَ يُطلَبُ مِن غَيرِكَ و أنتَ ما بَدَّلتَ عادَة الامتِنانِ ! يا مَن أذاقَ أحِبّاءَهُ حَلاوَة المُؤانَسَة فَقامُوا بَينَ يَدَيهِ مُتَمَلِّقِينَ ، و يا مَن البَسَ أولِياءَهُ مَلابِسَ هَيبَتِهِ فَقامُوا بَينَ يَدَيهِ مُستَغفِرِينَ ! أنتَ الذّاكِرُ قَبلَ الذّاكِرِينَ ، و أنتَ البادِى بِالإحسانِ قَبلَ تَوَجُّهِ العابِدِينَ ، و أنتَ الجَوادُ بِالعَطاءِ قَبلَ طَلَبِ الطّالِبِينَ ، و أنتَ الوَهّابُ ثُمَّ لِما وَهَبتَ مِنَ المُستَقرِضِينَ ! الخ . [ 3 ]
هامش
- نقل عنه فى منتهى الآمال ، ج 2 ، ص 8 ، نقلًا عن كتاب حديقة الشيعة . 2 - سوره الطلاق ( 65 ) قسمتى از آيه 3 : [ و كسى كه توكّل بر خدا كند ؛ پس خود خدا براى او كافى است ؛ و حقّاً كه خداوند أمر و تقديرش را مىرساند ( و براى هر چيزى كه أمر او تعلّق گرفته است ؛ براى تحقّق آن نفوذ و قدرتش همراه است ) . ] 3 - در دعاى عرفه آن حضرت على ما فى الاقبال للسيد بن طاووس ، ص 349 ، طبع سنگى ؛ بحار الأنوار ، ج 95 ، ص 226 : [ تو آن ذات و وجودى هستى كه انوار خود را در دلهاى اوليائت تابانيدى تا بدين وسيله تو را شناختند و توحيد تو را به جاى آوردند و تو آن كسى هستى كه بيگانگان را از دلهاى محبّين خود دور ساختى تا اينكه جز تو كسى را دوست نداشته باشند و به غير تو روى نياورند . تو فقط انيس ايشان مىباشى در وقتى كه خلائق آنها را به وحشت اندازند و تو آن كسى هستى كه آنان را هدايت مىنمائى در جائى كه نشانه‌هاى معرفت براى آنان نمايان شود ، چه چيزى را بدست آورده كسى كه تو را از دست داده است و چه چيزى را از دست داده كسى كه تو را بدست آورده است . بدبخت و بيچاره است آنكه به غير تو رضايت دهد و او را بر تو ترجيح دهد . و زيان كار آن كسى كه از جانب تو به سمت ديگرى روى گردان شود ، چگونه به غير تو اميد داشته باشيم درحاليكه تو هيچگاه احسانت را قطع ننمودى و چگونه از غير تو درخواست شود درحاليكه تو هيچگاه عادت خود را در منّت بر نعمتهاى خود بر ما تغيير نداده‌اى . اى كسى كه به دوستداران خود لذّت شيرينى انس و قرب خود را چشانيده پس آنان در پيشگاه او به حال توقّعِ زياده ايستاده‌اند . و اى كسى كه بر قامت اولياء خود لباس هيبت و جلال و عظمت خود را پوشانده پس آنان در پيشگاه او به حال استغفار و طلب عفو و بخشش قرار گرفته‌اند . تو قبل از اينكه ديگران ياد تو را كنند ، ياد مىكنى و قبل از توجه عبادت كنندگان ابتداء به احسان مىنمائى . و قبل از درخواست تقاضا كنندگان مبادرت به عطاء و بخشش مىكنى و تو بخشنده‌اى پيش از آنكه قرضمندان از تو تقاضاى رفع عسر و تنگدستى نمايند . مترجم ]