لَمّا أصبَحَتِ [ 1 ] الخَيلُ ، الحُسَينُ رَفَعَ يَدَيهِ و قالَ : اللهُمَّ أنتَ ثِقَتِى فى كُلِّ كَربٍ و رَجائِى فى كُلِّ شِدَّة ، و أنتَ لِى فى كُلِّ أمرٍ نَزَلَ بِى ثِقَة و عُدَّة ! كَم مِن هَمٍّ يَضعُفُ فيهِ الفُؤادُ و تَقِلُّ فِيهِ الحِيلَة و يَخذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ و يَشمُتُ فِيهِ العَدُوُّ أنزَلتُهُ بِكَ و شَكَوتُهُ إلَيكَ رَغبَة مِنِّى إلَيكَ عَمَن سِواكَ فَفَرَّجتَهُ عَنِّى و كَشَفتَهُ ! فَأنتَ وَلِىُّ كُلِّ نِعمَة و صاحِبُ كُلِّ حَسَنَة و مُنتَهَى كُلِّ رَغبَة ! [ 2 ]
اين دعا را آن حضرت اوّل صبح عاشورا هنگام تسويهء صفوف و تعيين ميمنه و ميسره و قلب انشاء كردند . و امّا آخرين دعاى آن حضرت نيز معلومست كه در آخرين لحظات حيات در حال آرامش و سكون صورت به روى خاك نهاده مىگفت : إلهِى رِضًى بِقَضائِكَ تَسلِيمًا لأمْرِكَ لا مَعبودَ سِواكَ يا غِياثَ المُستَغيثينَ . [ 3 ]
هامش
- ضجّت ( خ ل ) .
2 - الارشاد ، للمفيد ، ج 2 ، ص 96 : [ امام سجّاد عليه السّلام فرمودند : وقتى كه در روز عاشوراء لشگر آماده شدند حضرت سيّدالشّهداء عليه السّلام دستانشان را بسوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند : خداوندا تو پشت و پناه من هستى در هر گرفتارى و اميد من در هر تنگنائى و تو فقط براى من مىمانى در هر حادثهاى كه بر من فرود آيد از جهت اعتماد و دلگرمى .
چه بسيار از گرفتاريها كه قلب انسان را به ناتوانى مىافكند و چاره را از انسان سلب مىنمايد و دوست را نسبت به انسان بىتوجّه و بىاعتناء مىسازد و دشمن را به شماتت و سرزنش مىاندازد به پيشگاه تو آوردم و شكايت به سوى تو نمودم زيرا جز تو كسى را براى حلّ آنها نيافتم و تو آنها را باز نمودى و رفع گرفتارى و شدائد كردى . پس فقط تو صاحب اختيار و ولىّ هر نعمتى هستى و صاحب هر امر خير و نيكو تو مىباشى و نهايت هر ميل و آرزو تو هستى . مترجم ]
3 - [ اى خداى من ، من راضى به قضاء و حكم تو هستم و تسليم امر و ارادهء تو مىباشم . هيچ معبودى جز تو نمىباشد اى پناه هر پناه جوئى . مترجم ]