چون اين خبر به مادرش أسماء رسيد از شدّت غضب و اندوه خون از پستانش مىچكيد ؛ و خواهرش سوگند ياد كرد كه در تمام مدّت عمر گوشت كباب شده و سرخ شده نخورد ، چون محمّد را آتش زده بودند .
در « سفينة البحار » فرموده كه :
نَقَلَ بَعضُ الأفاضِلِ : إنّهُ أنشَدَ أباهُ حِينَ ما لاحاهُ عَن وِلاءِ أميرِالمُؤمِنينَ ، هَذِه الأبياتَ :
1 )
يا أبانا قَد وَجَدنا ما صَلُحَ * خابَ مَن أنتَ أبوهُ و افْتَضَحَ
2 )
إنّما أنقَذَنِى مِنكَ الّذِى * أنقَذَ الدُّرَّ مِنَ الماءِ المَلِحِ
3 )
يا بَنِى الزَّهراءُ أنتُم عُدَّتِى * و بِكُم فى الحَشرِ ميزانِى رَجَحَ
4 )
و إذا صَحَّ وِلائِى فيكُمُ * لا ابالى أىُّ كَلبٍ قَد نَبِحَ [ 1 ]
هامش
1 - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 313 طبع قديم ؛ ج 1 ، ص 725 ، طبع آستان قدس رضوى : [ بعضى از بزرگان نقل كردهاند : زمانى كه ابوبكر ، محمّد بن أبىبكر را از تولّى به أميرالمؤمنين عليه السّلام سرزنش و منع نمود اين ابيات را انشاد كرد :
1 . اى پدر ، ما فردى را كه صلاحيّت ولايت و خلافت دارد يافتيم ، كسى كه تو پدر او هستى ( بواسطه اعمال و كردار تو ) بدبخت و مفتضح گرديد .
2 . بدان كه كسى مرا از دست تو نجات داد ، كه درّ ثمين را از آب شور و آلوده بيرون مىآورد و نجات مىدهد .
3 . اى فرزندان حضرت زهراء سلام الله عليها بدرستى كه شما پشت و پناه من هستيد ، و كفّه ترازوى من در روز محشر بواسطه محبّت و ولاء شما سنگين خواهد شد .
4 . حال كه ولايت شما بر من تثبيت و پابرجا شده است ، ديگر باكى ندارم كه كدام سگ بانگ برآورد . مترجم ]