كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ فى وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ ! أ يَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حَتَّى يَكونَ هُوَ المُظهِرَ لَكَ ! مَتَى غِبتَ حَتَّى تَحتاجَ إلَى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ! و مَتَى بَعُدتَ حَتَّى تَكونَ الآثارُ هىَ الَّتى توصِلُ إلَيكَ ! عَمِيَتْ عَينٌ لَا تَراكَ عَلَيها رَقيبًا ! و خَسِرَتْ صَفقَة عَبدٍ لَم تَجعَلْ لَهُ مِن حُبِّكَ نَصيبًا ! [ 1 ]
نزديكى إحاطى خدا به همهء موجودات
روى اين مقدّمهاى كه ذكر شد ، معلوم مىشود دورى بندگان از خدا محجوبيّت آنهاست ؛ و الّا چون خدا نزديك است بندگان نيز به خدا نزديكند . نزديكى خدا نزديكى إحاطى است ، و نزديكى بندگان و ساير موجودات نزديكى مُحاطى ؛ او قاهر و اينها مقهور و او خالق و اينها مخلوق و او عالم و اينها معلوم ، و البتّه ملازمهء حتميّه بين قرب محيطى او و قرب محاطى اينها است . بندگان كه خدا را نمىبينند و درك نمىكنند به علّت پردههاى گناه و آمال درازى است كه بر قلب آنها افتاده و آنها را دور داشته است .
حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام مىفرمايد :
إلَهى ما أقرَبَكَ مِنّى ، و ما أبعَدَنى عَنكَ ! و ما أ رأفَكَ بى ! فَما الَّذى يَحجُبُنى عَنكَ ! [ 2 ]
هامش
1 - إقبال الأعمال ، سيّد بن طاووس ، ص 349 طبع سنگى ؛ بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 142 ؛ براى اطلاع از سند اين دعاى شريف به كتاب الله شناسى ، ج 1 ، از ص 247 الى 273 مراجعه شود . [ چگونه راه شناسائى وجودت امكان پذير مىباشد بواسطهء استدلال و برهان با وجودهاى امكانيّهء حادثه كه آنان در اصل وجود و بقائشاننياز ذاتى و افتقار وجودى به تو دارند ؟ ! آيا براى جز تو از سائر موجودات ، ظهور و به روزى وجود دارد كه براى تو نبوده باشد ، تا بتوانند آنها تو را نشان دهنده و ظاهر كننده باشند ؟ ! كى غائب شدهاى تا آنكه محتاج گردى به دليل و رهبرى كه به سوى تو راهنمائى بنمايد ؟ ! و كى دور گرديدهاى تا آنكه آثار و مصنوعات ، رساننده و و اصل كنندهء به ذات تو باشند ؟ ! كور است ديدهاى كه تو را بر خود شاهد و مراقب نمىنگرد ! و زيانبار است معاملهء دست بندهاى كه تو براى وى از محبّت ومودّتت نصيب و مقدارى مقرّر نفرمودهاى ! ]
2 - تفسير الصافى ، ج 1 ، ص 223 : [ بار خداوندا ! چقدر موجبات نزديكى تو به من بسيار مىباشد ؛ و چقدر زشتيها و غفلتها مرا از تو به دور افكنده است ! ( قرب تو به من ، با اصل وجود و ذات أقدس تو و قدرت و علم و مشيّت و اراده و سيطره و هيمنهء تست كه به وصف
نايد ؛ و بُعد من از تو ، بواسطهء ظلمت ماهيّت امكان و فاصلهء عظيم ميان عبوديّت من و ربوبيّت تست ! ) چقدر تو به من رأفت دارى ! پس علّت محجوبيّت و عدم زيارت و لقاء ذاتت چيست ؟ !
( تمام مظاهر عالم كون دليل و شاهد بر رأفت تو مىباشند ، بنابراين من بايد تو را در تمام اين مشاهد ديدار نمايم ! علّت پنهانى دل من از شرف قرب و كرامت و فضيلتِ ديدار و رؤيت كدام است ؟ ! ) ]