تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مؤمنين با پيغمبر اكرم در نمازهاى شب سوره‌هاى بزرگ مىخواندند ، و در نمازهاى واجب - غير از جماعت با رسول خدا - و در نمازهاى مستحبّهء خود سوره‌هاى بزرگ مىخواندند ، و در عالمى از لذّت و انس و تكلّم با خدا غرق و مسرور مىشدند .

حكايتى در اهتمام اصحاب پيامبر صلوات الله و سلامه عليه در قرائت قرآن

در خبر است كه در يكى از غزوات [ 1 ] كه پيغمبر و مسلمانان به دشمن مواجه شدند ، از شدّت خوف و اضطراب ، دشمنان زنان خود را گذارده همگى به كوه‌ها فرار كردند . مسلمين رسيدند و زنان آنان را اسير گرفتند ، و پيغمبر با مردم نماز خوف بگزاردند و مراجعت كردند . گويند زنى در بين اسراء بود كه شوهرش غائب بود ؛ چون مسلمين حركت كردند شوهرش برسيد و بدنبال آنها آمد . چون حضرت در منزلى فرود آمدند فرمودند كه : كيست امشب پاسبانى ما بنمايد ؟ يك تن از انصار و يك تن از مهاجرين گفتند : ما پاسبانى خواهيم نمود ! و در دهان درّه بايستادند براى نگهبانى نمودن . مهاجرى خوابيد و آن شخص انصارى را گفت : تو اوّل شب حراست كن و من در آخر شب حراست مىنمايم . شخص انصارى به نماز بايستاد . شوهر آن زن بيامد و ديد كسى ايستاده است ، يك تير به دو انداخت و آن تير بر بدن انصارى نشست ، انصارى تير را كشيده به نماز خود ادامه داد ، تير دوّم انداخت انصارى تير را كشيد و به نماز خود ادامه مىداد ، چون تير سوّم بر بدن انصارى نشست آن تير را كشيد و ركوع و سجود بجاى آورده سلام داد و مرد مهاجر را بيدار كرد كه : دشمن آمده است ، برخيز ! چون شوهر آن زن ديد كه اينها مطّلع شده‌اند فرار كرد . مهاجرى به انصارى گفت : چرا زودتر مرا خبر نكردى سبحان الله چرا در تير اول مرا بيدار نكردى گفت در نماز سوره مىخواندم و نخواستم آن سوره را قطع كنم ؛ چون تيرها پياپى آمد به ركوع رفته نماز را تمام كردم و ترا بيدار نمودم ، و به
هامش
[ 1 ] - اين غزوه ، ذات الرّقاع بوده است .