تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَه [ 1 ] قالَ : يَكفِينِى هَذه ! و انصَرَفَ . فَقالَ رَسولُ اللهِ : انصَرَفَ الرَّجُلُ و هُوَ فَقيهٌ . [ 2 ] و در أخبار از غافلين قرآن و لاهين بسيار نهى فرموده‌اند . در « كافى » با إسناد خود از عبدالله بن سنان حديث مىكند از حضرت صادق عليه السّلام ، قال : قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيه و آلِهِ و سَلَّم : اقرَءُوا القُرآنَ بِألحانِ العَرَبِ و أصواتِها ، و إيّاكُم و لُحُونَ أهلِ الفِسقِ و أهلِ الكَبائِرِ ! فَإنَّهُ سَيَجِىءُ مِن بَعدى أقوامٌ يُرَجِّعُونَ القُرآنَ تَرجيعَ الغِناءِ و النَّوحِ و الرَّهبانِيَّة لايَجُوزُ تَراقِيَهُم ، قُلُوبُهُم مَقلُوبَة و قُلُوبُ مَن يُعجِبُهُ شَأنُهُم . [ 3 ]
هامش
1 - سوره الزّلزلة ( 99 ) آيه 7 و 8 . 2 - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 414 ؛ به نقل از بحار الأنوار ، ج 89 ، ص 107 : [ قرآن بخوان ! ابن مسعود گفت : يا رسول الله ! قرآن بر تو نازل شده است ؛ من بخوانم ؟ ! رسول خدا گفت : من دوست دارم از غير خودم بشنوم . ابن مسعود قرآن مىخواند و اشك از ديدگان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم جارى بود . ورسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : كسى كه به يك آيه از كتاب خدا گوش فرا دارد ، براى او نورى در روز قيامت است . و در روايت است كه : مردى از رسول خدا قرآن مىآموخت ، چون به اين گفتار خدا رسيد : ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ ، * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَه ) « پس هر كس كه به قدر سنگينى يك ذرّه ، كار خيرى انجام دهد ، آن را مىبيند ؛ و هر كس كه به قدر سنگينى يك ذرّه ، كار بدى انجام دهد آن را مىبيند . » گفت : اين آيه براى من كافى است ! و ديگر قرآن تعليم نگرفت ، و از همانجا مراجعت كرد . رسول خدا فرمود : اين مرد بازگشت در حالى كه مردى فقيه بود . ] 3 - الكافى ، ج 2 ، ص 614 : [ رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : قرآن را با آهنگهاى عرب و اصوات عرب بخوانيد . و مبادا كه با آهنگهاى اهل فسق و مبتلايان به معاصى كبيره بخوانيد ! پس از من تحقيقاً كسانى خواهند آمد كه قرآن را مانند آوازه خوانان و غناپيشگان ، و مانند آوازخوانىهاى عزاخوانى و مجالس مصيبت ، و مانند آوازه خوانىهاى رهبانان ، با ترجيع مىخوانند . قرائت اين افراد قبول نمىشود ، و از ترقوه‌هايشان به بالا نمىرود . ( يعنى در سينه مىماند و به سر و مركز انديشه نمىرسد ، و به گوش و چشم و مغز و دماغ نمىرسد . ) دلهاى اين گونه افراد واژگون است ، و دلهاى آنان كه اين كيفيّت را نيكو مىشمارند . ]