مقدّمهء اوّل آنكه : الفاظى كه در لغت وضع شده است آنها داراى معانى كليّه هستند ، نه آنكه معنى آنها خصوص فردى خاصّ باشد ؛ مثلًا لفظ « چراغ » را كه وضع كردند براى يك معنى كلّى بود كه عبارت است از موجودى نورانى كه در تحت خود موجودات ظلمانى را روشن مىكند . در آن زمان چراغ منحصر بود به يك رشته كه در ظرف روغن مىگذاردند و سر رشته را آتش زده از او روشنى و دود خارج مىشد ؛ به اين موجود خاصّ به اين كيفيّت خاصّه چراغ مىگفتند . سپس كه چراغ نفت رائج شد و نفت را در ظرفى سر بسته ريخته و فتيلهاى در آن گذارده و روى فتيله حبابى از شيشه قرار مىدادند به اين هم « چراغ » گفتند ، بدون مختصر عنايتى در تغيير اسم چراغ ؛ گوئى همان معنى چراغى كه سابقاً با روغن بود همان معنا به عينه در اين چراغ نفتى حبابدار وجود دارد . پس خصوصيّت روغن چراغ و دود فتيله دخالتى در معنى اسم چراغ نداشته ، بلكه معنا همان معناى كلّى بوده كه جسمى خود نورانى و نوردهنده باشد . و چون اين معنى كلّى در اين دو فرد از ساختمان چراغ تفاوت نداشت لذا به همان عنايت اوليّهاى كه لفظ چراغ را براى آن فرد اول استعمال كردند به همان عنايت در فرد دوّم نيز استعمال مىكنند و هكذا . پس از آنكه چراغ گازى اختراع شد و به دنبال آن چراغ كهربائى و برق پيدا شد با انواع و اشكال مختلفهء آن ، به همه همان چراغ را گفتند . اين مطلب اختصاص به لفظ چراغ ندارد ، لفظ چراغ يك مثالى بود كه زده شده ، تمام الفاظ از اين قبيلند .
لفظ « ميزان » نيز اينطور است . ميزان يعنى ترازو و آلت سنجش ، اجسام را كه اوّل با يك ترازوى دو كفّهاى كه به اطراف كفّههاى آن زنجيرهاى بلندى بود و در رأس آن شاهين قرار داشت مىگفتند ، سپس به ترازوهائى كه با دو كفّه بوده و زنجير ندارد و شاهين آن پائين است به همان عنايت اوليّه مىگويند ، و سپس به قپان كه يك كفّه بيش ندارد ، و به باسكول و قپانهاى فنرى به همه به يك منوال و
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٣