أنّ اللهَ جَعَلَ وَلايَتَنا أهلَ البَيتِ قُطبَ القُرآنِ و قُطبَ جَميعِ الكُتُبِ ، عَلَيها يَستَديرُ مُحكَمُ القُرآنِ و بِها نَوَّهَت [ يُوهَبُ ] الكُتُبُ و يَستَبينُ الإيمانُ ؛ و قَد أمَرَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيه و آلِهِ أن يُقتَدَى بِالقُرآنِ و آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيه و آلِهِ ، و ذَلِكَ حَيثُ قالَ فى آخِرِ خُطبَة له خَطَبَها : إنّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ : الثَّقَلَ الأكبَرَ و الثَّقَلَ الأصغَرَ ؛ فَأمّا الأكبَرُ فَكِتابُ اللهِ [ رَبّى ] ، و أمّا الأصغَرُ فَعِترَتى أهلُ بَيتى ! فَاحفَظُونى فيهِما فَلَن تَضِلُّوا ما تَمَسَّكتُم بِهِما ! [ 1 ]
و علّت آنست كه أئمّهء أطهار علم بر حقائق قرآن دارند ، و نفس شريف آنها در عوالم توحيد و صفات و أسماء و كيفيّت نزول ملائكه و تقديرات و تدبيرات عوالم به دست آنها راه داشته و متحقّق به آن معانى هستند ؛ بنابراين آنها حقيقت قرآنند ، كما آنكه در كتاب « أمالى » شيخ طوسى از امّ سلمه حديث مىكند :
قالَت : سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيه و آلِهِ [ و هُوَ ] يَقُولُ : أنّ عَلِيًّا مَعَ القُرآنِ و القُرآنَ مَعَ عَلِىٍّ عَلَيه السّلامُ ، لايَفتَرِقانِ حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ ! [ 2 ]
هامش
1 - فى المقدّمة الثانية من تفسير الصافى ، ج 1 ، ص 21 : [ خداوند تعالى ، ولايت ما اهل بيت را قطب و محور و مدار قرآن قرار داده است ، و قطب و محور و مدار جميع كتابهاى آسمانى قرار داده است . بر ولايت ماست كه محكمات قرآن دور مىزند و استناد دارد ، و كتب آسمانى به ولايت ما اعلان كردند ، و ايمان مردم بواسطهء ولايت ماست كه پيدا مىشود و متحقّق مىگردد .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم امر فرمود كه به قرآن و آل محمّد اقتداء شود ، و اين امر آنجا بود كه در آخرين خطبهاى كه ايراد فرمود گفت : من در ميان شما دو متاع نفيس و گرانقدر را باقى مىگذارم : يكى متاع گرانقدر بزرگتر ، و ديگرى متاع گرانقدر كوچكتر . امّا متاع بزرگتر كتاب خداست ؛ و امّا متاع كوچكتر عترت من : اهل بيت من است . بنابراين بر شما حتم و لازم است كه مقام و شخصيّت و نبوّت و ولايت و حقيقت و اثر مرا در آن دو حفظ كنيد ( كه وجود من پس از من ، در آن دو تا متجلّى است ) و شما تا هنگامى كه به آنها تمسّك جستهايد ، ابداً گمراه نمىشويد . ]
2 - الأمالى ، شيخ طوسى ، ص 506 ؛ سفينة البحار ، ج 2 ، ص 414 ؛ و در پاورقى شيعه در اسلام ، علّامه طباطبائى ، ص 5 ، پس از نقل اين حديث گويد كه : اين حديث با 15 طريق از عامّه و 11 طريق از خاصّه نقل شده ، و امّ سلمه و ابن عباس و أبوبكر و عائشه و على عليه السّلام و أبوسعيد خدرى و أبوليلى و أبوايّوب انصارى از راويان آن هستند . غاية المرام ، بحرانىّ ، ص 539 و 540 : [ از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : تحقيقاً و محقّقاً علىّ بن أبىطالب با قرآن است ، و قرآن با علىّ بن أبىطالب است ؛ و اين دو تا يعنى علىّ و قرآن از يكديگر جدا نمىشوند تا زمانى كه بر حوض كوثر بر من وارد شوند . ]