مصونيّت از درندگان تحت البحرى لباس خاصّى در تن مىكند و با خود كپسول اكسيژن مىبرد ، شخصى كه به كره ماه مىرود با لباس خاصّ و تنفّس خاصّ خود را از فشار و حرارت و برودت و گازهاى مختلفهء هلاك كننده در مصونيّت مىآورد . و همانطور كه بواسطهء تزريق آبله و واكسن و با و طاعون در انسان سپر دفاع از مرض و سپر دفاع از ميكرب نافذ و روان ايجاد مىگردد ، همانطور بواسطهء ملكهء تقوى يك نوع مصونيّت روحى براى انسان پيدا مىگردد كه با آن حفظ و امان انسان به ميكربهاى آلودهء خفه كنندهء معاصى مبتلا نمىشود ؛ شهوات انسان را به زمين نمىكوبند ، آرزوهاى پست و زينتهاى دلفريب عالم غرور در روح بلندمرتبهء انسانْ زبون و خوار جلوه مىكند ، با عدل و ميانهروى در جميع امور بشر در صراط مستقيم حركت مىكند . گوئى در اثر اين ملكهء تقوى نفس او در كپسول ضدّ شهوات جاى گرفته ، و با تزريق آمپولهاى صبر و صلاة و مجاهده و انفاق و ايثار و عدالت در مقام شامخى برآمده و نفس خود را واكسن كوبى كرده است .
حقيقت روزه فقط امساك در خوردن و آشاميدن نيست
روزه كه حقيقتاً حظّ وافرى از اين معنى دارد در درجات اوليّهء موادّ اين تقوى قرار گرفته است . شخص روزهدار به علت كفّ نفس از شهوات و جلوگيرى از افراط در لذائذ و كفّ نفس از ملتذّات بصرى و سمعى و لسانى كه از حدّ اعتدال خارج است خود را دائماً به اين مصونيّت و ملكهء تقوى نزديك مىكند و به مقام انسانيّت كه حقّ انسان است مىرسد ؛ آن انسانيّتى كه لذّات حيوانى را درخور روزى خود نمىداند و رزق خود را از مقام شامخ أبيتُ عِندَ رَبِّى يُطعِمُنى و يَسقينِى [ 1 ] مىگيرد . و لذا بايد دانست كه حقيقت روزه نه فقط
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 208 ، ابواب البرزخ و القبر و عذابه ؛ ج 16 ، ص 390 ، باب 11 ؛ عوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 233 ، باب صوم : [ من چه بسا روزگارم را با پروردگارم سپرى مىنمايم درحاليكه او مرا غذا مىدهد و سيراب مىكند . مترجم ]