تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
لذا رفقا و دوستان در تنظيم و ترتيب آثار ايشان كمال دقّت در حفظ و إبقاء كلمات و جملات را نمودند ، و فقط در بعضى از موارد كه خطا در تلفّظ و يا غلط املائى روشن به چشم مىخورد اصلاح نمودند و در پاورقى نيز به توضيح و يا ترجمه و يا مدرك مطالب پرداختند . و امّا مؤلّف كتاب : حضرت علّامه آية الله سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى قدّس الله نفسه را نيازى به توصيف و تعريف نيست ، چرا كه : آفتاب آمد دليل آفتاب ؛ و نيز : مادح خورشيد مدّاح خود است . و قلم زدن در اين مقوله مايهء شرمندگى و آبروريزى است . آثار ايشان خود گواه صادقى بر مدّعاى ماست . تو گوئى آنچه بر زبان يا بر قلم او مىگذرد حقائق عالم أنوار است كه بر قلب منير و ضمير بصير او إفاضه مىگردد . ايشان على التّحقيق از مصاديق مسلّم فرمايش امام هادى عليه السّلام‌اند كه فرمود : ى ا فَتحُ ! كَما لا يُوصَفُ الجَليلُ جَلّ جَلالُه و لا يُوصَفُ الحُجَّة ، فكَذلِكَ لا يُوصَفُ المُؤمِنُ المُسَلِّمُ لأمرِنَا . [ 1 ] همچنان كه خداى متعال و أئمّهء معصومين عليهم السّلام قابل توصيف نيستند ، و به مصداق آيهء شريفه : سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين [ 2 ] بندهء مؤمنى كه زمام اختيارش را به دست ما سپرده است و با پذيرش ولايت ما حقيقت جان و نفسش با حقيقت ولايت ما متّحد شده است ، او
هامش
[ 1 ] مستدرك سفينة البحار ، ج 8 ، ص 113 : [ اى فتح : همانگونه كه خداوند جليل جلّ جلاله قابل توصيف نمىباشد و همانگونه كه حجّة خدا قابل توصيف نمىباشد همچنين مؤمنى كه همه امور خويش را به ما تسليم نموده نيز قابل توصيف نمىباشد . ] [ 2 ] سوره الصّافات ( 37 ) آيه 159 و 160 : [ منزّه است خداوند از توصيفى كه وى را مىنمايند مگر بندگان خالص گرديده شدهء او . ]