محرابى در مقابل چشم من ممثّل شد ؛ و مىديدم آن حضرت را كه هر وقت به آيهاى مىگذشت كه در آن وعده يا وعيد بود با ناله و حنين آن را مكرّر مىنمود . چون تاريكى شب به نهايت رسيد از جاى خود برخاست و گفت :
يا مَن قَصَدَهُ الضّالُّونَ فَأصابُوهُ مُرشِدًا ، و أمَّهُ الخائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعقِلًا ، و لَجَأ إلَيهِ العابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوئِلًا ! مَتَى راحَة مَن نَصَبَ لِغَيرِكَ بَدَنَهُ ؟ و مَتَى فَرَحُ مَن قَصَدَ سِواكَ بِهِمَّتِهِ [ بِنِيَّتِهِ ] ؟ إلَهِى قَد تَقَشَّعَ الظَّلامُ و لَم أقضِ مِن خِدمَتِكَ وَطَرًا ، و لا مِن حِياضِ مُناجاتِكَ صَدرًا ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ و آلِ محمّدٍ ، و افعَلْ بِى أولَى الأمرَينِ بِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمِينَ ! [ 1 ]
حمّاد بن حبيب گويد : من در اين حال خوف نمودم كه شايد ناگهان اين مرد مخفى گردد و اثرش بر من پوشيده ماند ، برخاستم و دامنش بگرفتم و گفتم : تو را سوگند مىدهم به آن كسى كه خستگى و ملال و تعب را از تو برداشته ، و از شربت رهبت در كام تو ريخته است بر من رحمتى آر ! من گم شدهام ، مرا در رحمت خود به منزل رسان ، من آرزومندم كه به كردار و رفتار تو گردم ! حضرت فرمود : اگر توكّل به خدا آرى ابداً گم نخواهى شد ، و لكن مرا متابعت بنماى . پس
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 40 : [ اى كسى كه گمراهان از پى او روان شدند و او را بهترين راهنما و هدايت كننده يافتند و بيمناكان به سوى او حركت كردند و او را محلّ امن و اتّكاء خود يافتند و عبادت كنندگان به او پناه آوردند و او را جايگاه پرستش و عبادت ديدند . كجاست آرامش براى كسى كه بدنش را در غير مورد رضاء و خواست تو قرار دهد ؛ و فرح و سرور براى كسى كه همّت و نيّتش را در غير راه تو صرف كند كى حاصل خواهد شد . خدايا سياهى شب در حال افول است و طلوع صبح نزديك و من هنوز دل در گرو عنايت و فضل تو دارم و از تو حظّ و نصيب خود را دريافت ننمودم . و از آبشخوار مناجات و راز و نياز با تو منصرف نگشتم ، بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و آنچه به صلاح من است و مورد رضاء و مشيّت تو است از دو طرف امور براى من مقدّر بفرما اى ارحم الرّاحمين . مترجم ]