همان ابديّت دنيا را در قوّهء محرّكه و باعثهء نفس او نشان مىدهد . اگر چيزى از دست او رود كأنّه وجود خود را توأم با شكست مىبيند ، فغان مىكند ؛ و اگر چيزى به دست آورد فوراً به او مىچسبد و محكم او را مىگيرد ، كأنّه آن چيز براى ابديّت و فلاح او صد در صد مفيد و حتمى است ؛ براى حفظ آن مىكوشد و از دادن آن و انفاق نمودن آن به هرطور كه هست تا سر حدّ امكان خوددارى مىكند . اين به جهت آنست كه انسان هنوز به شرف انسانيّت نرسيده و مقام اصلى خود را درك نكرده است ، و خود را در افقهاى كوتاه كه همان ظاهر زندگى دنيا باشد نگاه داشته است ؛
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياة الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَة هُمْ غافِلُونَ [ 1 ]
بواسطهء نماز نفس وسيع مىشود و مرغ روح به عالم قدس اوج مىگيرد
در اين حال نفس انسان كه ظرفيّتش كوچك است مانند ظرف آبى مىماند كه چنانچه از او قدرى بردارند نقصان در او مشهود مىگردد ، و چنانچه قدرى آب بر آن اضافه كنند نيز معلوم و مشهود مىشود . ولى بواسطهء نماز نفس وسيع مىشود و مرغ روح از اين عوالم تنگ و ظلمانى به عالم قدس و روحانى اوج مىگيرد . در آنجا كه دنيا و ما فيها قيمت ندارد ، اگر به او هر چه بدهند در او اثرى نمىنمايد و هر چه از او بگيرند در او اثرى نمىگذارد ؛ و نفس او مانند دريا وسيع و پر ظرفيّت گشته و به تجرّد و خداى ابدى و لا يتناهى پيوسته است .
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ، إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ، وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ، إِلَّا الْمُصَلِّينَ ، الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] سوره الرّوم ( 30 ) آيه 7 : [ كفّار و اهل غفلت از حيات دنيا ، ظاهرى را دانستهاند . و ايشان از آخرت غفلت نمودهاند . ]
[ 2 ] سوره المعارج ( 70 ) آيات 19 الى 23 : [ بدرستى كه انسان بىصبر و ثبات و بىتحمّل و
حريص آفريده شده است . زمانى كه به او بدى و شرّى اصابت كند ، سخت جزع كننده و فرياد برآورنده است . و زمانى كه به او خوبى و خيرى برسد ، بشدّت منعكننده و باز دارنده است . مگر نمازگزاران : آنان كه در نماز خود بطور پيوسته دوام دارند . ]