تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
كه اثر عبادت و نماز در آنان مشهود مىشود فرمود : حضرت رسول أكرم لشكرى به جهاد كفّار فرستاد ؛ دشمنان در شب تار بر آنان هجوم آورده شبيخون زدند ، شبى بس تار و ظلمانى . مسلمانان كه آرميده و از شمشير و نيزهء خود خبر نداشته و در آن تاريكى دشمن را نمىديدند ( دشمنى كه آنها را هدف تيرباران قرار داده اگر چندى به طول مىانجاميد همگى هلاك شده بودند ) ناگهان نورى از دهان چهار نفر به نام عبدالله بن رَواحَه ، [ 1 ] زيد بن حارثِه ، قَتادة بن نُعمان ، و قيس بن عاصم مِنقَرى كه در چهار گوشهء ميدان بيدار و مشغول نماز و تلاوت قرآن بودند ساطع شد كه آن صحنه مانند روز روشن گشت . مسلمانان دلير شدند ، قوّت گرفتند ، شمشير كشيده در پى دشمن تاختند و آنها را مقتول و مجروح و برخى را نيز اسير نمودند . چون به مدينه مراجعت نمودند قضيّه را براى حضرت رسول الله نقل كردند ، حضرت فرمودند : آن نور براى أعمال چهار نفر بود از نماز و قرآن كه در روز اوّل شعبان بجاى آورده بودند . [ 2 ] بارى چون بنده پيوسته به نماز مشغول شود و با آداب ظاهرى و باطنى بجاى آرد ، چنان با نماز انس مىگيرد كه از هر خستگى گريخته و در پناه نماز آسوده مىشود ، و هيچ لذّتى براى او برابرى با نماز نمىنمايد ، بلكه لذّات اين جهان در مقابل نماز و قياس با آن جز المى و رنجى بيش نيست .

كلمات نورانى أباعبدالله الحسين عليه السّلام با اصحاب در شب عاشورا

در « ارشاد » مرحوم مفيد رضوان الله عليه آورده است كه : چون عصر تاسوعا حضرت أباالفضل پيغام لشكر عمر بن سعد را كه در آن ، حضرت سيّد
هامش
[ 1 ] عبدالله بن رَواحَه و زيد بن حارثِه به دستور حضرت رسول اكرم در جنگ موته پس از شهادت جعفر بن أبىطالب علمدار لشكر شدند و يكى پس از ديگرى شهيد شدند . [ 2 ] اين خبر را در تفسير منسوب به حضرت عسگرى عليه السّلام ، در ص 250 كه در حاشيه تفسير علىّ بن ابراهيم طبع شده است ضمن خبر مفصّلى از حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام در ذيل آيهء ( أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ) نقل كرده است .