ميشد از ضعف و لاغرى و سؤال نكرد از خداوند هنگامى كه در سايه درخت قرار گرفت مگر طعامى كه بخورد و او را از شدت و سختى گرسنگى نجات دهد
و خداوند وحى فرمود به حضرت موسى عليه السّلام كه هر گاه ديدى ثروت و بىنيازى به تو روى آور شد بگو گناهى از من سر زده كه بعقوبت گرفتار شدم و هر گاه فقر و احتياج به تو روى آور شد بگو مرحبا بشعار صالحين و نشانه بندگان نيكوكار و حضرت عيسى ابن مريم مىفرمود خورش من گرسنگى است و شعار من ترس از خداست و لباس من از پشم و مركب سوارى من پاهاى من است چراغم در شب ماه در آسمان و پاپوش من در زمستان محل تابش آفتاب و ميوه من گياهى است كه از زمين رويد براى چهار پايان و شب را بروز آورم و براى من چيزى نيست به اين وصف كسى بىنيازتر از من نيست .
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 371
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٣٧١