حسين را ببيند و شاد شود ، خداوند ، ميان دل و زبان او ناسازگارى مىافكند ( به نفاق ، دچار مىشود ) و خداوند با عذابى دردناك ، عذابش مىكند " .
پس ، [ پيامبر صلى اللّه عليه و آله ] غمزده و اندوهناك و افسرده و دلگير ، از سفر بازگشت و بر منبر رفت و خطبه خواند و اندرز داد و حسن و حسين عليهماالسلام در كنار او بودند . چون خطبهاش را به پايان بُرد ، دست راستش را بر سرِ حسن عليه السلام و دستِ چپش را بر سرِ حسين عليه السلام نهاد و سرش را به سوى آسمان برداشت و گفت : " بار خدايا ! محمّد ، بنده تو و فرستاده تو و پيامبرِ توست ، و اين دو ، گُلِ سرسبز خاندان من و بهترين ذريّه و ريشه من ، و بهترين كسانى هستند كه در ميان امّتم جانشين خود مىكنم . جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه اين فرزندم كشته و بىياور مىشود .
بار خدايا ! براى او در كشته شدنش بركت قرار دِه ، و او را از سالاران شهيدانْ مقرّر فرما .
بار خدايا ! در قاتل و درهم شكننده او بركت قرار مَده ، و او را در آتش خويش بسوزان و در قعر دوزخ ، محشور فرما " .
ه گوناگون
8338 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بار خدايا ! حكومت غَسّان را از ميان بردار و مهريههاى دختران كِنْده را پايين بياور . « 1 »
8339 . مُسنَد الشاميّين به نقل از عبد الرحمان بن شبل پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله نام مردى را برد و گفت : " بار خدايا ! فلان را لعنت كن و دلش را دلى پليد قرار ده و اندرونش را از سنگهاى سرخ شده دوزخ ، آكنده ساز " .
8340 . امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا ، در قنوت نمازش قومى را به نام و نامِ پدران و عشايرشان ياد كرد و آنها را نفرين نمود . بعد از ايشان ، على عليه السلام نيز چنين كرد .
هامش
( 1 ) قبيله كِنده ، دختران خود را به مهريهاى كمتر از يكصد شتر ، تزويج نمىكردند ؛ بلكه گاهى اوقات ، مهريه يك دختر به يك هزار شتر مىرسيد . از اين رو ، سنگينى مهريههاى كِنده ، مَثَل شده بود .