مىكند . پس روش حق را پيش بگيريد تا راه يابيد ، و از راه بدى روىگردان شويد تا به راه آييد .
عوامل خير
تا اين جا روشن شد كه مفهومِ " خير " و الفاظ مشابه آن ، مفهومى بديهى و فطرى است و اسلام ، كه برنامه تكامل انسان است ، او را براى رسيدن به مقصد كه تكامل مادّى و معنوى و دست يافتن به كمال مطلق است به انجام دادن خير ، فرا مىخواند و برمىانگيزد .
البتّه اين شناختِ بديهى و فطرى ، براى رسيدن انسان به مقصودش ، كافى نيست ؛ بلكه انسان براى شناخت همهجانبه " خير " و تشخيص تمام مصاديق آن و مهمتر از آن ، براى پيمودن راههاى " خير " ، به " وحى " نياز دارد .
متون و شواهد دينى كه بر اين مدّعا دلالت مىكنند ، در فصل اوّل و دوم اين باب خواهند آمد .
فصل سوم نيز در مورد خاستگاهها و معيارها و ابزارها و عوامل " خير " است . در اين فصل ، متونى كه بر اين معنا دلالت دارند ، در حدّ توان ، مورد كاوش قرار گرفتهاند . اين متون به دو دسته تقسيم مىشوند :
دسته اوّل : همه چيزهايى كه در تشخيص " خير " نقش دارند ، كه با عنوان " خاستگاه علمى " آمدهاند ، مانند : " قرآن " كه مصداق روشن و بىبديلِ وحى الهى است ، " پيامبر خدا " كه مفسّر قرآن است ، " عقل " كه در احاديث اسلامى اغلب به عنوان " وجدان اخلاقى " توصيف شده است ، و " آگاهى " كه از جمله اين معيارهاى علمى به شمار مىآيد .
دسته دوم : آنچه در دستيابى به " خير " مؤثّر است ، همانند : تلاش ، توفيق ،