چيز نفوذناپذيرى ، صفت " محكم " اطلاق مىگردد . « 1 »
آلوسى ، در تفسير روح المعانى ، در تبيين واژه " حكمت " ، از كتاب البحر نقل مىكند كه :
دانشمندان ، در معناى اين كلمه ، 29 قول دارند كه برخى از آنها به هم نزديكاند . پارهاى از عالمان ، بيشتر اين معانى را اصطلاحى مىدانند كه قائل به آن ، به مصداق مهمّ " حكمت " ، بسنده كرده و همان را در معناى آن آورده است ، و گرنه در اصل ، از مصدر " احكام " است كه به معناى استوارى در علم ، گفتار و كردار و يا همه اينهاست . « 2 »
بنا بر اين ، از منظر واژهشناسى ، كلمه " حكمت " ، حاكى از نوعى استوارى و اتقان است و به هر چيز استوار و نفوذناپذير ، اعم از مادّى و معنوى ، اطلاق مىگردد .
علم و معرفت ، در قرآن و حديث
" قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ .
« 3 »
بگو : آيا دانايان و نادانان ، با هم برابرند ؟ تنها خردمندان ، متذكر مىشوند " .
هيچ مكتبى مانند اسلام براى دانش و معرفت و آگاهى ، ارزش قائل نيست و هيچ دينى مانند اسلام ، مردم را از خطر جهل ، بر حذر نداشته است . از نظر اسلام ، علم ( دانش ) ، اساس همه ارزشها و جهل ( نادانى و ناآگاهى ) ، ريشه همه معايب و مفاسد فردى و اجتماعى است . « 4 » همچنين از نظر اسلام ، انسان در هر حركتى نياز به
هامش
( 1 ) در الصحاح ( ج 5 ص 1902 ) آمده : " أحكمت الشىء فاستحكم ، أى صار محكماً " .
( 2 ) روح المعانى : ج 3 ص 41 .
( 3 ) زمر : آيه 9 .
( 4 ) ر . ك : دانشنامه عقايد اسلامى : معرفتشناسى / بخش چهارم : دانش / فصل دوم : فضيلت دانش / بنياد هر نيكى .