تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣

فرآيين گراز « 1 » پادشاهى فرآيين گراز پنجاه روز بود « 2 » تخت ستدن گراز چون فرآيين تاج كيانى را بر سر نهاد ، هرچه كه به يادش آمد ، بگفت . مىگفت : اگر تنها زمانى اندك شاهى كنى و با شادمانى بر اين تخت بنشينى ، بهتر از شست سال بندگى كردن با رنج و سرافكندگى است . پس از من نيز پسرم بر تخت مىنشيند و اين كلاه خسروانى را بر سر مىگذارد . آنگاه پسر مهترش نهانى به او گفت : اكنون كه تو در گيتى تاجور گشته‌اى ، بىترس مباش و چارهء گنج بكن و كار را يكباره ساز . چرا كه اگر كسى از دودمان شهرياران بيآيد ، تو ديگر چندان در اينجا نخواهى ماند . سپس پسر كهترش به دو گفت : اكنون كه تو در گيتى تاجور گشته‌اى ، بدان كه سپاه و

هامش
( 1 ) - نام وى را بسيار بسيار متفاوت ذكر كرده‌اند . از جمله شهربراز ( شهروراز ) ، فرخان ماه اسفندار ، گراز ، شهرآراى ، شهريزاد ، شهرابراز و . . . نيز شخصيت او با چند تن ديگر از سرداران خسرو پرويز خلط شده و در روايات مربوط به او در هم آميختگىهاى بسيارى وجود دارد . براى آگاهيهاى بيشتر ر . ك . مهرآبادى ، خاندانهاى حكومتگر ايران باستان ، ص 215 - 213 .
( 2 ) - اكثراً مدت شاهى وى را 40 روز دانسته‌اند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 782 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1197 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 96 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 223 . اصفهانى اين مدت را 38 روز دانسته است . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 16 . صاحب تجارب الامم فى أخبار ملوك العرب و العجم ، 2 ماه ذكر كرده است . ص 362 - 361 . مقدسى نيز اين مدت را 20 روز گفته است . آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 521 .