تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧

« اردشير پسر شيروى » پادشاهى اردشير پسر شيروى شش ماه بود « 1 » بر تخت نشستن اردشير پسر شيروى و اندرز كردن به سرداران چون اردشير « 2 » شاه بر تخت بنشست ، پير و جوان از ايران به همراه نامداران كهن سال بسيارى به پيش او رفتند تا ببينند كه آيا چگونه سخن مىگويد . پس اردشير جوان « 3 » زبان بگشود و گفت : اى پهلوانان كارآزموده ، هر كسى كه بر تخت شاهى

هامش
( 1 ) - روايت حكيم فردوسى اندكى متفاوت است . اكثراً مدت شاهى اردشير را حدود يك سال تا يك سال و نيم ذكر كرده‌اند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 781 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 109 24 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 23 16 مجمل التواريخ و القصص ، ص 82 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 222 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 406 .
( 2 ) - دينورى نام او را شيرزاد ضبط كرده است . الأخبار الطوال ، ص 141 .
( 3 ) - اكثراً روايت كرده‌اند كه اردشير سوم به هنگام رسيدن به شاهى ، كودكى حدوداً 7 ساله و نابالغ بود و به دليل همين مسئله شخصى بنام مه‌آذر گشنسپ ( مهاذر جشنس ) - كه خوانسالار خسرو پرويز بود - سرپرست او شد و زمام امور را در دست گرفت . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 780 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1193 - 1192 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 405 تجارب الامم فى أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 362 - 361 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 221 دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 141 . تنها بلعمى در يك روايت متفاوت ديگر اردشير را يك ساله دانسته است . همان ، ص 1192 . ابن بلخى نيز در روايتى كاملاً متفاوت او را 17 ساله دانسته است . فارسنامه ، ص 108 .