يزدگرد دارم - باز هم براى من باشند . پيروز به دو گفت : آرى ، اينها از آن تو هستند و پادشاهى بيش از اينها سزاوار تو مىباشد . و بدين سان سى هزار سپاهى شمشيرزن نامدار از هيتاليان را به دو داد . پيروز شاه چنان سپاهى بيآورد كه از گَرد آنها آسمان نيز تاريك گشت و با هرمزد شهريار برآويخت « 1 » . سرانجام هرمزد گرفتار آمد . چون پيروز روى برادر را بديد ، دلش مهر و پيوند او را برگزيد . پس تيز برفت و دستش را در دست بگرفت و بفرمود تا بر اسپ سوار گردد . آنگاه او را به ايوان خود بفرستاد و آن فرمان و پيمان خود را بر او بخواند . هرمزد كه چنين ديد ، به دو گفت : مرد دانا ، يزدان شناس است . پس يزدان را سپاس كه برادرم تاج و تخت را از من بگرفت . بخت برادرم - پيروز - پيروز بادا « 2 » .
هامش
( 1 ) - طبرى روايت مىكند كه در آن هنگام ، هرمزد در رى اقامت داشت و مادرشان بنام دينك در مداين بود و زمام امور را در دست داشت . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 628 . مُهرى از اين ملكه موجود است كه بر روى آن صورت ملكه با اسم و لقب بانْبِشْنان بانْبِشْن به حروف پهلوى كنده شده است . اين بانو تاجى بر سر دارد كه بر فراز آن گيسوانش به شكل گويى با نوار كوچكى بسته شده است . گوشوارهاى كه داراى سه مرواريد است ، در گوش و گلوبند مرواريدى در گردنش ديده مىشود و گيسوان مجعدش به چندين رشته بافته و فروهشته است . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ص 313 .
( 2 ) - بايد توجه داشت كه اين روايت شباهت بسيارى به جريان كمك گرفتن كواذ ( قباد ) از هياطله براى غلبه بر برادرش دارد از اين رو برخى اين رويداد را كه براى پيروز ذكر كردهاند ، برساخته از روى ماجراى كواذ دانستهاند . از جمله ر . ك . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ص 313 .
در بارهء مكان وقوع جنگ ميان هرمزد و پيروز ، جوزجانى بر آن است كه اين جنگ در منطقه مرو روى داده است . طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 164 . سرانجام هرمزد سوم را نيز متفاوت ذكر كردهاند . دينورى همچون حكيم فردوسى مىنويسد كه پيروز ، گناه هرمزد را بخشيد و او را مؤاخذه نكرد . الأخبار الطوال ، ص 87 . برخى بر آن هستند كه پيروز ، هرمزد را زندانى ساخت . ر . ك . مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 151 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 182 . بسيارى نيز معتقدند كه پيروز پس از چيرگى بر هرمزد ، او را بكشت . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 628 - 627 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 258 جوزجانى ، همان ، ص 164 - 163 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 239 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 330 - 329 . طبرى و ثعالبى در همانجا روايت كردهاند كه پيروز 3 تن ديگر از اعضاى خاندانش را نيز به همراه هرمزد بكشت . اليزه معتقد است كه فردى به نام رهام كه از خاندان مهران و يكى از مقتدرترين صاحب منصبان بود ، پيروز را يارى داد و به جنگ هرمزد شتافت و او را شكست داد و چون هرمزد اسير شد ، رهام او را كشته ، پيروز را بر تخت نشانيد . لانگلوا ، 2 ، ص 248 نقل در كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ص 313 .