تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

هرمزد پسر يزدگرد پادشاهى هرمزد پسر يزدگرد يك سال و يك ماه بود « بر تخت نشستن هرمزد و ستدن تاج او ، برادرش پيروز » چون هرمزد بر تخت پدر بنشست و آن تاج زرّين كيانى را بر سر نهاد ، گويى پيروز يك سره خشم گشته بود و پيوسته اشك رشك به ديده مىآورد . پس ناگهان با سپاه و گنج و چند تن از بزرگان به سوى شاه هيتال « 1 » رفت . شاه هيتال ، شاهى چغانى « 2 » و با سپاه و گنج و كام به نام فغانيش « 3 » بود . پيروز به فغانيش گفت : اى نيكخواه ، بدان كه من و برادرم هر دو فرزندانى زيبندهء تخت شاهى بوديم . ليك پدرم تاج شاهى را به برادر كوچكترم سپرد و چون بيدادگر بود ، همين كه اين كار را كرد ، بمرد . اينك چون مرا سپاهيانى بدهى ، گنج و جنگ افزار و بزرگى و نيرو هم دارم . چغانى كه چنين شنيد ، به دو گفت : آرى روا باشد كه پسر پادشاه بجاى او بنشيند . بدان كه من سپاهيانى به تو مىسپارم و راهى به سوى داد به تو مىنمايانم ، به اين پيمان كه شهرهاى ترمذ « 4 » و ويسه‌گرد « 5 » - كه گشادنامهء آنها را از سوى

هامش
( 1 ) - هيتال ( هيطل ) صورت مصحف هِپتال ( هِفتال ) است كه به رغم برخى تفاوتها ، باز هم از هونهاى سفيد دانسته شده‌اند كه در طخارستان جاى داشته‌اند . ر . ك . برهان قاطع ، ماده هياطله ، حواشى معين .
( 2 ) ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 755 .
( 3 ) - بلعمى اين نام را به صورت خوش‌نواز ذكر كرده است . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 951 .
( 4 ) - ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 484 .
( 5 ) ر . ك . ج 2 از كتاب حاضر ، ص 93 .