درگذشت « 1 » . چندى تخت شاهى بر او بگريست .
هامش
( 1 ) - ذكر چند نكته در بارهء يزدگرد دوم ، ضرورى است : الف - پارسيان از آن رو كه رفتار يزدگرد دوم را مطابق با سليقهء خويش مىيافتند و نيز براى اين كه با يزدگرد اول كه به بزهكار مشهور بود ، اشتباه نشود و خوشخويى او نموده شود ، به او لقب « نرم » داده بودند . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 53 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 82 22 . خوارزمى لقب يزدگرد دوم را « سپاهدوست » آورده است . مفاتيح العلوم ، ص 102 . ب - به روايت يكى از منابع سريانى ، از زمان قديم در ايران معمول بود كه هر يك از كارگزاران دولت حق داشت در نخستين هفتهء ماه به پيشگاه شاهنشاه رفته و در بارهء بيدادگرى و حيف و ميل اموال دولت مطالبى به عرض شاه برساند . ليك يزدگرد دوم اين رسم باستانى را برانداخت . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 419 . ج - يزدگرد در آغاز نسبت به عيسويان مهربان بود ولى در سال هشتم سلطنت خود پس از آن كه دختر خود را كه به زنى گرفته بود با چند تن از بزرگان بكشت ، در رفتارش نسبت به عيسويان تغيير حاصل شد . يزدگرد دوم نسبت به يهوديان هم سختگيرى كرد و در 455 يا 454 م . فرمان داد كه يهوديان ، روز سبت ( شنبه ) را عيد نگيرند . وى از سال دوم پادشاهى خود نسبت به ارمنىهاى عيسوى بدرفتارى كرد . گويند يزدگرد تمام اديان كشور خود را مطالعه كرد و آنها را با ديانت زرتشتى سنجيد و آيين عيسويان را نيز مورد مطالعه قرار داد . از كلمات اوست كه گفت : « بپرسيد ، دقت كنيد ، هر كدام بهتر بود ، ما آن را اختيار مىكنيم » . يزدگرد دوم سرانجام پس از بررسى اديان به آيين زرتشتى باقى ماند . از سوى ديگر پيش رفت دين عيسوى در ارمنستان از مدتى پيش باعث نگرانى دولت ايران شده بود و زمامداران ايران مىدانستند تا ارمنىها اعتقاد به دين عيسى ( ع ) دارند ، تمايل به روميها خواهند داشت . مهرنرسى كه وزير اعظم يزدگرد دوم بود ، مىخواست از راه جبر و زور ، مردم ارمنستان را به ترك دين عيسوى وادارد و در فرمانى كه براى ارمنىها صادر كرد و در آن اصول عقايد زرتشتى را شرح داد ، دين مسيحى را تخطئه كرده ، آنان را از عواقب نافرمانى و نپذيرفتن دين زرتشتى بترسانيد . ليك روحانيون ارمنى اين امر را نپذيرفتند . پس يزدگرد ، رؤساى ارامنه را به زندان افكند . بزرگان ارامنه كه چنين ديدند ، تظاهر به پذيرفتن عقايد زرتشتى كردند . يزدگرد دوم خوشحال شده ، املاك آنان را پس داد و بيش از هفتصد تن از مغان را براى دعوت به دين زرتشت به ارمنستان گسيل داشت . ولى در اين اثناء ، بزرگان ارمنى شورش كرده و روحانيون عيسوى عليه ايران اعلان جهاد دادند . ولى وَزَگ - كه يكى از شاهزادگان معروف ارمنى و مرزبان ارمنستان بود - نسبت به ايرانيان وفادار ماند و به ديانت زرتشت گرويد . سالها جنگ داخلى اوضاع ارمنستان را پريشان داشت . شورشيان از امپراطور روم يارى خواستند ولى روميان مشغول دفاع سرحدات خود در برابر هونها بودند . زيرا در 451 م . آتيلا - رئيس آن قوم - در حال هجوم به روم غربى بود . ليك ارامنه پادگان ايرانى را شكست داده و وزگ را اسير كرده ، جبراً به دين عيسوى برگردانيدند . سرانجام يزدگرد در 455 م . به ارمنستان لشگر كشيد و شورشيان را در جنگ سختى مغلوب كرد و روحانيون بزرگ شورشى را به اسارت در آورد و فرمان داد تا آنها را بكشند . از سوى ديگر به فرمان يزدگرد دوم عيسويان داخل ايران را هم به زندان انداختند و اكثر ايشان از انكار مذهب خود ابا كردند و پس از شكنجههاى سخت در سال 456 م . به قتل رسيدند . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 421 - 420 . د - چنان كه ذكر شد ، مقام وزارت يزدگرد دوم را مهرنرسى بر عهده داشته است . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 951 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 200 . ه - بناى ديوار ناحيه باب الابواب كه با خشت و گل ساخته شده بود ، به يزدگرد دوم منسوب است . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 257 . و - صاحب مجمل التواريخ و القصص مكان درگذشت يزدگرد دوم را عراق دانسته است . ص 71 . ز - تصوير يزدگرد دوم در كتاب صور ملوك بنى ساسان بدين گونه بوده است : پيراهن سبز ، شلوار سياه با نقوش طلا ، تاج آسمانى رنگ ، نشسته بر تخت و تكيه كرده به شمشيرش . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ،
ص 53 . ح - مسكويه در وصف شاهى يزدگرد دوم مىنويسد : « دشمنان را هميشه سركوب مىداشت و با مردم و سپاهيان ، مهربان بود . تجارب الامم ، ج 1 ، ص 151 . گرديزى مىنويسد : « حريص بود بر ساختن و پيراستن سلاح و آراستن سپاه و پيوسته حشم را و لشگريان را صله دادى . » زين الاخبار ، ص 78 . ثعالبى نيز روايت مىكند كه : « يزدگرد چندى با نرم رفتارى و برآوردن نيازهاى مردم ، راه نيك پدر را در پيش گرفت و از او پيروى كرد . سپس راه ديگرى بر گزيد و از مردمان بريد و چندان دستور ديدار به آنان نمىداد . يكى از نزديكان به او گفت : اين كار بر مردمان گران آمده است . يزدگرد خشم خود را فرو برد و به روش نيك گذشته باز گشت . . . يزدگرد در دادگرى و كشوردارى و مهربانى و آباد سازى از پدر پيروى مىكرد . ليكن در شكار و ميگسارى با او هماهنگ نبود . شكار را به يك باره كنار گذاشت ، چه آن را براى اين كه پدرش را چنان گزندى رسيد ، به شگون بد گرفت و در ميگسارى ميانهروى پيشه كرد . و اندازه نگاه مىداشت تا او را از دورانديشى در كارهاى كشور باز ندارد . در هفته يك يا دو بار باده مىنوشيد . بيشتر روزگار خود را به راى زنى با پند آموزان و نيك خواهان مىگذراند . با دشمنان به سختى برخورد مىكرد و به نويد و بيم دادن خود پايبند مىبود . با مردمان مهربان بود . كارهاى سپاهيان را به خوبى و نيكى مىنگريست . » تاريخ غررالسير ، ص 328 - 327 .