تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧

« اسكندر » پادشاهى اسكندر چهارده سال بود « 1 » آفرين بر آن پروردگارى كه گيهان و زمين و زمان و جاى را بيآفريد . همو كه آرام و كار و آغاز و انجام ازوست . آسمان و زمين و زمان از آن او و كم و بيش گيتى به فرمان اوست . همه چيز از خاشاك ناچيز تا گرزمان « 2 » گواهى بر هستى اوست . پس بجز او را كردگار گيهان و شناسندهء آشكار و نهان مخوان . و درود پروردگار بر روان محمّد [ ص ] و يارانش باد . سر آن انجمن ياران [ محمّد ( ص ) ، ] على [ ع ] بود كه پيامبر ، او را بندهء برگزيدهء [ خدا « 3 » ] خواند . همهء آن ياران ، پاك و پرهيزگار بودند ليك سخنهاى او از شمار بگذشت . اكنون تاج شاهنشاهى را مىستايم كه بخت او درخشان كنندهء ماه است . شاهى كه با بخشش و فرّ و داد مىباشد و روزگار به فرمان او شاد گشته است . آن دارندهء گوپال و شمشير و تاج و گنج و آسانى و رنج . همو كه خردمند و دانا و چيره سخن است و اگر چه به سال ، جوان است ، ليك به دانش ، كهن سال مىباشد . آن شاه

هامش
( 1 ) - اجماع روايات ، مؤيد همين گفتار حكيم فردوسى است كه مدت شاهى اسكندر 14 سال بوده است . تنها برخى آورده‌اند كه روايتى نيز مبنى بر 13 سال و چند ماه موجود است . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 494 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 58 .
( 2 ) - گَرْزمانGarzmnبه پارسى به معناى عرش اعظم خداوند است .
( 3 ) - مراد لقب خاص ولى ( ولى الله ) است كه از آن ِ حضرت على ( ع ) مىباشد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 657 | حكيم أبو القاسم الفردوسي