چو مر داده را باز خواهى ستد * چه غم گر بود خاك آن گر بسد
اگر شهريارى وگر زيردست * چو از تو جهان آن نفس را گسست
همه درد و خوشىء تو شد چو آب * به جاويد ماندن دلت را متاب
خنك آن كزو نيكوئى يادگار * بمانَد ، اگر بنده ، گر شهريار
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 169
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص١٦٩