دلت را شاد كن و بر ايرج بنگر . فريدون چون چنين شنيد ، لبانش پر از خنده گشت ، گويى ايرجش زنده شده بود . آن كودك را در كنارش نهاد و به درگاه كردگار نيايش كرد و گفت : ايكاش يزدان ، بينايى مرا به من باز مىگرداند تا رخ اين كودك را مىديدم . پس چون از گيهان آفرين ياد كرد ، خداوند نيز او را ببخشود و بيناييش را به دو بازگرداند . چون بار ديگر فريدون بينا گشت ، از اين كه مىتوانست به آن نوزاد و ديگر چيزها بنگرد سخت شادمان گشت و جشنى به پا كرد و آن نوزاد مناچهر را « 1 » منوچهر « 2 »
هامش
( 1 ) - ثعالبى در توضيح اين كلمه گويد كه چون آن كودك را به نزد فريدون آوردند و فريدون در او نگريست : « چون او را همانند خود ديد گفت : منوچهر . يعنى كه به چهره ، مانند من است . و او را به همين نام خواند . » تاريخ غررالسير ، ص 65 - 64 . مناچهر به 2 معنى مىباشد : 1 - گشاده صورت و بشّاش . 2 - شايگان ر . ك . برهان قاطع ، ماده منا فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده مناچهر . ليكن در اينجا معنى دوم صادق است . مؤيد اين امر ، اين بيت است كه در ادامه مطلب فوق در شاهنامه آمده است :
چنين گفت كه از پاك مام و پدر * يكى شاخ شايسته آمد ببر
نام منوچهر در اوستا به صورت منوش چيثرManciiraآمده است . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 50 صفا ، حماسه سرايى ، ص 475 . اين نام به صورتهاى منوشهرManehrو منواشچهر نيز ضبط شده است . ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 176 نويرى ، نهاية الارب ، ج 10 ، ص 151 .
( 2 ) نام نهاد . ازين پس فريدون ، منوچهر را در ناز و آسايش بسيار بار آورد و - در باب نسب منوچهر روايات بسيار متفاوتى وجود دارد . تنها روايات اندكى با نظر حكيم فردوسى مبنى بر اين كه منوچهر نوه ايرج و پسر دختر او بوده است موافقند . گرديزى همچون حكيم فردوسى مىنويسد كه از ايرج دخترى ماند و از آن دختر پسرى آمد كه او را منوچهر نام كردند . زين الاخبار ، ص 40 . ابن اسفنديار نيز نظير همين روايت را آورده است با اين توضيح كه مىنويسد دختر ايرج در منطقه ماوچكوه لپور ساكن بود . فريدون اين دختر را به يكى از برادر زادگان خود داد و منوچهر از ايشان بود . تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 60 - 59 . مستوفى گرچه در اين كه منوچهر نوه ايرج بوده ترديد ندارد ليكن مىنويسد فريدون ، دختر ايرج را به پسر خود داد كه نامدار هم نبود ( معلوم نيست اين كدام پسر فريدون بوده است كه هيچ ذكرى از او نيست ) و منوچهر از ايشان متولد شد . تاريخ گزيده ، ص 84 .
بسيارى از روايات نيز منوچهر را مستقيماً پسر ايرج دانستهاند . تاريخ سيستان ، ص 6 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 62 نويرى ، نهاية الارب ، ج 10 ، 151 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 64 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 95 دساتير ، ص 117 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 84 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 34 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 544 - 543 اما در بندهش و گزيدههاى زادسپرم منوچهر پس منوش خورنر دانسته شده است كه چندين نسل تا ايرج فاصله دارد . ر . ك . بندهش ، ص 150 گزيدههاى زاد سپرم ، ص 103 نيز ر . ك . مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ص 126 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 12 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 138 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 84 ابن خلدون منوچهر را پس منشخورنر پسر ايرج دانسته است . العبر ، ج 1 ، ص 176 . باز مستوفى در روايت ديگرى منوچهر را پسر منشخورنار پسر هوشنگ پسر فريدون دانسته است . تاريخ گزيده ، ص 84 .
برخى مادر منوچهر را از نسل حضرت اسحق ( ع ) مىدانند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 288 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 236 - 232 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 176 . بلعمى و طبرى رواياتى در باب نسب منوچهر ذكر مىكنند و در آن سخن از ازدواج فريدون با دختر ايرج به ميان مىآورند و اين كه از ايشان باز هم دخترى به دنيا آمد و فريدون با او هم ازدواج كرد و باز از ايشان دخترى به دنيا آمد و به همين ترتيب تا چند بار كه سرانجام يك پسر و دختر به دنيا آمدند و آن دو با هم ازدواج كرده ، منوچهر زاده شد . ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 288 - 287 تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 343 و 150 . نيز در باب رواياتى ديگر در اين باره ر . ك . مجمل التواريخ و القصص ، ص 27 رساله شگفتى و ارزشمندى سيستان ، بند 8 - 6 در متون پهلوى ، ص 70 . در بندهش آمده است كه ايرج 2 پسر دو قلو به نامهاى وانيتار و اَنسْتوه و يك دختر به نامهاى گوزك داشت . ص 150 . طبرى و ابن خلدون نام پسران را به صورت وندان و اسطوبه و نام دختر را به صورت خورك ذكر كردهاند و مىنويسند كه آن دو پسر به همراه ايرج توسط سلم و تور به قتل رسيدند . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 155 العبر ، ج 1 ، ص 176 . اما در باب محل تولد منوچهر روايات اندك اما در عين حال بسيار متفاوتى وجود دارد . در بندهش آمده است كه منوچهر در كوه منوش در خراسان ( مرز تركستان ) زاده شد . ص 72 . نيز ر . ك . گرديزى ، زين الاخبار ، ص 41 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 125 . و ميرخواند در باب علت آن مىنويسد : گويند چون ايرج توسط سلم و تور كشته شد ، يكى از زنان او كه به منوچهر باردار بود ، گريخته بدان كوه رفت و منوچهر در آنجا متولد شد . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 549 .
در كنار اين روايت ، 3 روايت ديگر نيز وجود دارد . بلعمى مىنويسد كه منوچهر در رى و يا به روايتى در دماوند زاده شد . تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 344 . و گرديزى اگر چه در روايتى ذكرى از كوه منوش در خراسان كرده اما در روايت ديگرى مىنويسد كه منوچهر در كوههاى سوس ( شوش ) در منطقه باسيان ( در خوزستان ) زاده شد . زين الاخبار ، ص 40 .