تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
ابا نامداران بيامد جوان * بجايى كه فرموده بود اردوان
چو كرسى نهاد از بر چرخ شيد * جهان گشت چون روى رومى سپيد
پرستنده‌يى پيش خواند اردشير * همان هديه‌هايى كه بد ناگزير
فرستاد نزديك شاه اردوان * فرستادهء بابك پهلوان
بديد اردوان و پسند آمدش * جوانمرد را سودمند آمدش
پسروار خسرو همى داشتن * زمانى بتيمار نگذاشتش
بمى خوردن و خوان و نخچيرگاه * بپيش خودش داشتى سال و ماه
همى داشتش همچو فرزند خويش * جدايى ندادش ز پيوند خويش
چنان بد كه روزى بنخچير گاه * پراگنده شد لشكر و پور شاه
همى راند با اردوان اردشير * جوانمرد را شاه بد دلپذير
پسر بود شاه اردوان را چهار * از ان هر يكى چون يكى شهريار
بهامون پديد آمد از دور گور * از ان لشكر گشتن برخاست شور
همه باد پايان برانگيختند * همى گرد با خوى برآميختند
همى تاخت پيش اندرون اردشير * چو نزديك شد در كمان راند تير
بزد بر سرون يكى گور نر * گذر كرد بر گور پيكان و پر
بيامد هم اندر زمان اردوان * بديد آن گشاد و بر آن جوان
بديد آن يكى گور افگنده گفت * كه با دست آن كس هنر باد جفت
چنين داد پاسخ به دو اردشير * كه اين گور را من فگندم بتير
پسر گفت كين را من افگنده‌ام * همان جفت را نيز جوينده‌ام
چنين داد پاسخ به دو اردشير * كه دشتى فراخست و هم گور و تير
يكى ديگر افگن برين هم نشان * دروغ از گناهست بر سر كشان
پر از خشم شد زان جوان اردوان * يكى بانگ بر زد بمرد جوان
به دو گفت شاه اين گناه منست * كه پروردن آيين و راه منست
ترا خود ببزم و بنخچيرگاه * چرا برد بايد همى با سپاه
بدان تا ز فرزند من بگذرى * بلندى گزينى و كنداورى
برو تازى اسپان ما را ببين * هم آن جايگه بر سرايى گزين
بران آخر اسپ سالار باش * بهر كار با هر كسى يار باش
بيامد پر از آب چشم اردشير * بر آخر اسپ شد ناگزير
يكى نامه بنوشت پيش نيا * پر از غم دل و سر پر از كيميا
كه ما را چه پيش آمد از اردوان * كه درد تنش باد و رنج روان
همه ياد كرد آن كجا رفته بود * كجا اردوان از چه آشفته بود
چو آن نامه نزديك بابك رسيد * نكرد آن سخن نيز بر كس پديد
دلش گشت زان كار پر درد و رنج * بياورد دينار چندى ز گنج
فرستاد نزديك او ده هزار * هيونى برافگند گرد و سوار
بفرمود تا پيش او شد دبير * يكى نامه فرمود زى اردشير
كه اى كم خرد نو رسيده جوان * چو رفتى بنخچير با اردوان
چرا تاختى پيش فرزند اوى * پرستنده‌اى تو نه پيوند اوى
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 857 | حكيم أبو القاسم الفردوسي