تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
همى زنده بايست مر گيو را * كز اسب اندر آرد گوِ نيو را
چنان بسته در پيش خسرو برد * ز تركان يكى هديهء نو برد
چو گيو اندر آمد گروى از نهيب * كمان شد ز دستش بسوى نشيب
سوى تيغ برد آن زمان دست خويش * دمان گيو نيو اندر آمد بپيش
عمودى بزد بر سر و ترگ اوى * كه خون اندر آمد ز تارك به روى
هميدون ز زين دست بگذاردش * گرفتش ببر سخت و بفشاردش
كه بر پشت زين مرد بىتوش گشت * ز اسب اندر افتاد و بيهوش گشت
فرود آمد از باره جنگى پلنگ * دو دست از پس پشت بستش چو سنگ
نشست از بر زين و او را بپيش * دوانيد و شد تا بر يار خويش
به بالا برآمد درفشى بدست * بنعره همى كوه را كرد پست
بپيروزى شاه ايران زمين * همى خواند بر پهلوان آفرين

[ رزم گرازه با سيامك ]

سه ديگر سيامك ز توران سپاه * بشد با گرازه بآوردگاه
برفتند و نيزه گرفته بدست * خروشان بكردار پيلان مست
پر از جنگ و پر خشم كينه وران * گرفتند زان پس عمود گران
چو شيران جنگى بر آشوفتند * همى بر سر يكدگر كوفتند
زبانشان شد از تشنگى لخت لخت * بتنگى فراز آمد آن كار سخت
پياده شدند و بر آويختند * همى گرد كينه بر انگيختند
گرازه بزد دست برسان شير * مر او را چو باد اندر آورد زير
چنان سخت زد بر زمين كاستخوانش * شكست و برآمد ز تن نيز جانش
گرازه هم آنگه ببستش باسب * نشست از بر زين چو آذرگشسب
گرفت آنگه اسب سيامك بدست * به بالا برآمد بكردار مست
درفش خجسته بدست اندرون * گرازان و شادان و دشمن نگون
خروشان و جوشان و نعره زنان * ابر پهلوان آفرين بركنان

[ رزم فروهل با زنگله ]

چهارم فروهل بد و زنگله * دو جنگى بكردار شير يله
بايران نبرده بتير و كمان * نبد چون فروهل دگر بد گمان
چو از دور ترك دژم را بديد * كمان را بزه كرد و اندر كشيد
برآورد زان تيرهاى خدنگ * گرفته كمان رفت پيشش بجنگ
ابر زنگله تير باران گرفت * ز هر سو كمين سواران گرفت
خدنگى برانش برآمد چو باد * كه بگذشت بر مرد و بر اسب شاد
به روى اندر آمد تگاور ز درد * جدا شد ازو زنگله روى زرد
نگون شد سر زنگله جان بداد * تو گفتى همانا ز مادر نزاد
فروهل فرو جست و ببريد سر * برون كرد خفتان رومى ز بر
سرش را بفتراك زين بر ببست * بيامد گرفت اسب او را بدست
به بالا برآمد بسان پلنگ * به خون غرقه گشته بر و تيغ و چنگ
درفش خجسته برآورد راست * شده شادمان يافته هرچ خواست
خروشيد زان پس كه پيروز باد * سر خسروان شاه فرخ نژاد

[ رزم رهام با بارمان ]

به پنجم چو رهّام گودرز بود * كه با بارمان او نبرد آزمود
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 519 | حكيم أبو القاسم الفردوسي