تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
خروشان پر از درد و رخساره زرد * بنزديك لهّاك و فرشيدورد
بيامد كه اى نامداران من * دليران و خنجرگزاران من
شما را ز بهر چنين روزگار * همى پرورانيدم اندر كنار
كنون چون بجنگ اندر آمد سپاه * جهان شد بما بر ز دشمن سياه
نبينم كسى كز پى نام و ننگ * بپيش سپاه اندر آيد بجنگ
چو آواز پيران بديشان رسيد * دل نامداران ز كين بردميد
برفتند و گفتند گر جان پاك * نباشد بتن نيستمان بيم و باك
ببنديم دامن يك اندر دگر * نشايد گشادن برين كين كمر
سوى گيو لهّاك و فرشيدورد * برفتند و جستند با او نبرد
برآمد بر گيو لهّاك نيو * يكى نيزه زد بر كمرگاه گيو
همى خواست كو را ربايد ز زين * نگونسار از اسب افگند بر زمين
بنيزه زره بردريد از نهيب * نيامد برون پاى گيو از ركيب
بزد نيزه پس گيو بر اسب اوى * ز درد اندر آمد تگاور به روى
پياده شد از باره لهّاك مرد * فراز آمد از دور فرشيدورد
ابر نيزهء گيو تيغى چو باد * بزد نيزه ببريد و برگشت شاد
چو گيو اندران زخم او بنگريد * عمود گران از ميان بركشيد
بزد چون يكى تيز دم اژدها * كه از دست او خنجر آمد رها
سبك ديگرى زد بگردنش بر * كه آتش بباريد بر تنش بر
بجوشيد خون بر دهانش از جگر * تنش سست برگشت و آسيمه سر
چو گيو اندرين بود لهّاك زود * نشست از بر بادپايى چو دود
ابا گرز و با نيزه بر سان شير * بر گيو رفتند هر دو دلير
چه مايه ز چنگ دلاور سران * بروبر بباريد گرز گران
بزين خدنگ اندرون بد سوار * ستوهى نيامدش از كارزار
چو ديدند لهّاك و فرشيدورد * چنان پايدارى ازان شير مرد
ز بس خشم گفتند يك با دگر * كه ما را چه آمد ز اختر بسر
برين زين همانا كه كوهست و روست * بروبر ندرّد جز از شير پوست
ز يارانش گيو آنگهى نيزه خواست * همى گشت هر سو چپ و دست راست
بديشان نهاد از دو رويه نهيب * نيامد يكى را سر اندر نشيب
بدل گفت كارى نو آمد به روى * مرا زين دليران پرخاش جوى
نه از شهر تركان سران آمدند * كه ديوان مازندران آمدند
سوى راست گيو اندر آمد چو گرد * گرازه بپرخاش فرشيدورد
ز پولاد در چنگ سيمين ستون * به زير اندرون بارهء چون هيون
گرازه چو بگشاد از باد دست * بزين بر شد آن ترگ پولاد بست
بزد نيزهء بر كمربند اوى * زره بود نگسست پيوند اوى
يكى تيغ در چنگ بيژن چو شير * به پشت گرازه در آمد دلير
بزد بر سر و ترگ فرشيدورد * زمين را بدرّيد ترك از نبرد
همى كرد بر بارگى دست راست * باسب اندر آمد نبود آنچ خواست