تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
بر آوردگه جاى گشتن نماند * پى اسب را بر گذشتن نماند
زمين لاله‌گون شد هوا نيلگون * برآمد همى موج درياى خون
دو سالار گفتند اگر همچنين * بداريم گردان برين دشت كين
شب تيره را كس نماند بجاى * جز از چرخ گردان و گيهان خداى
چو پيران چنان ديد جاى نبرد * بلهّاك فرمود و فرشيدورد
كه چندان كجا با شما لشكرست * كسى كاندرين رزمگه درخورست
سران را ببخشيد تا بر سه روى * بوند اندرين رزمگه كينه جوى
وزيشان گروهى كه بيدارتر * سپه را ز دشمن نگهدارتر
بديشان سپاريد پشت سپاه * شما بر دو رويه بگيريد راه
بلهّاك فرمود تا سوى كوه * برد لشكر خويش را همگروه
هميدون سوى رود فرشيدورد * شود تا برآرد بخورشيد گرد
چو آن نامداران توران سپاه * گسستند زان لشكر كينه خواه
نوندى برافگند بر ديده‌بان * ازان ديده‌گه تا در پهلوان
نگهبان گودرز خود با سپاه * همى داشت هر سو ز دشمن نگاه
دو رويه چو لهّاك و فرشيدورد * ز راه كمين برگشادند گرد
سواران ايران برآويختند * همى خاك با خون برآميختند
نوندى برافگند هر سو دوان * بآگاه كردن بر پهلوان
نگه كرد گودرز تا پشت اوى * كه دارد ز گردان پرخاش جوى
گرامى پسر شير شرزه هجير * به پشت پدر بود با تيغ و تير
بفرمود تا شد به پشت سپاه * بر گيو گودرز لشكر پناه
بگويد كه لشكر سوى رود و كوه * به يارى فرستد گروها گروه
و ديگر بفرمود گفتن بگيو * كه پشت سپه را يكى مرد نيو
گزيند سپارد به دو جاى خويش * نهد او از آن جايگه پاى پيش
هجير خردمند بسته كمر * چو بشنيد گفتار فرخ پدر
بيامد بسوى برادر دوان * بگفت آن كجا گفته بد پهلوان
چو بشنيد گيو اين سخن بردميد * ز لشكر يكى نامور برگزيد
كجا نام او بود فرهاد گرد * بخواند و سپه يك سر او را سپرد
دو صد كار ديده دلاور سران * بفرمود تا زنگه شاوران
برد تاختن سوى فرشيدورد * برانگيزد از رود و ز آب گرد
ز گردان دو صد با درفشى چو باد * بفرخنده گرگين ميلاد داد
به دو گفت ز ايدر بگردان عنان * ابا گرز و با آبداده سنان
كنون رفت بايد بران رزمگاه * جهان كرد بايد بريشان سياه
كه پشت سپهشان بهم بر شكست * دل پهلوانان شد از درد پست
ببيژن چنين گفت كاى شير مرد * توى شير درنده روز نبرد
كنون شير مردى به كار آيدت * كه با دشمنان كارزار آيدت
از ايدر برو تا بقلب سپاه * ز پيران بدان جايگه كينه خواه
از يشان نپرهيز و تن پيش دار * كه آمد گه كينه در كارزار