تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
بفرمود تا پرده برداشتند * باسبش ز درگاه بگذاشتند
هجير اندر آمد چو خسرو بدوى * نگه كرد پيشش بماليد روى
بپرسيد بسيار و بنشاندش * هزاران هجير آفرين خواندش
ز گوهر يكى تاج پيروزه شاه * بسر بر نهادش چو رخشنده ماه
ز گودرز و ز مهتران سپاه * ز هر يك يكايك بپرسيد شاه
درود بزرگان بخسرو بداد * همه كار لشكر برو كرد ياد
به دو داد پس نامهء پهلوان * جوان خردمند روشن روان
نويسنده را پيش بنشاندند * بفرمود تا نامه بر خواندند
چو برخواند نامه بخسرو دبير * ز ياقوت رخشان دهان هجير
بياگند و زان پس بگنجور گفت * كه دينار و ديبا بيار از نهفت
بياورد بدره چو فرمان شنيد * همى ريخت تا شد سرش ناپديد
بياورد پس جامهء زرنگار * چنانچون بود از در شهريار
هميدون ببردند پيش هجير * ابا زين زرّين ده اسب هژير
بيارانش بر خلعت افگند نيز * درم داد و دينار و هر گونه چيز
ازان پس چو از جاى برخاستند * نشستنگه مى بياراستند
هجير و بزرگان خسرو پرست * گرفتند يك سر همه مى بدست
نشستند يك روز و يك شب بهم * همى راى زد خسرو از بيش و كم
بشبگير خسرو سر و تن بشست * بپيش جهان داور آمد نخست
بپوشيد نو جامهء بندگى * دو ديده چو ابرى ببارندگى
دو تايى شده پشت و بنهاد سر * همى آفرين خواند بر دادگر
ازو خواست پيروزى و فرّهى * به دو جست ديهيم و تخت مهى
بيزدان بناليد ز افراسياب * به درد از دو ديده فرو ريخت آب
و ز آنجا بيامد چو سرو سهى * نشست از بر گاه شاهنشهى

[ پاسخ نامهء گودرز از خسرو ]

دبير خردمند را پيش خواند * سخنهاى بايسته با او براند
چو آن نامه را زود پاسخ نوشت * پديد آوريد اندرو خوب و زشت
نخست آفرين كرد بر كردگار * كزو ديد نيك و بد روزگار
دگر آفرين كرد بر پهلوان * كه جاويد بادى و روشن روان
خجسته سپهدار بسيار هوش * همه راى و دانش همه جنگ و جوش
خداوند گوپال و تيغ بنفش * فروزندهء كاويانى درفش
سپاس از جهاندار يزدان ما * كه پيروز بودند گردان ما
از اختر ترا روشنايى نمود * ز دشمن برآورد ناگاه دود
نخست آنك گفتى كه مر گيو را * بزرگان فرزانه و نيو را
بنزديك پيران فرستاده‌ام * چه مايه ورا پندها داده‌ام
نپذيرفت ازان پس خود او پند من * نجست اندرين كار پيوند من
سپهبد يكى داستان زد برين * چو دستور پيشين برآورد كين
كه هر مهترى كو روان كاستست * ز نيكى ببخت بد آراستست
مرا زان سخن پيش بود آگهى * كه پيران دل از كين نخواهد تهى