تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
شوم چرمهء گام زن زين كنم * سپيده دمان جستن كين كنم

[ رزم خواستن هومان از رهام ]

نشست از بر زين سپيده دمان * چو شير ژيان با يكى ترجمان
بيامد بنزديك ايران سپاه * پر از جنگ دل سر پر از كين شاه
چو پيران بدانست كو شد بجنگ * برو بر جهان گشت ز اندوه تنگ
بجوشيدش از درد هومان جگر * يكى داستان ياد كرد از پدر
كه دانا بهر كار سازد درنگ * سر اندر نيارد بپيكار و ننگ
سبكسار تندى نمايد نخست * بفرجام كار انده آرد درست
زبانى كه اندر سرش مغز نيست * اگر در بارد همان نغز نيست
چو هومان بدين رزم تندى نمود * ندانم چه آرد بفرجام سود
جهان داورش باد فرياد رس * جز اويش نبينم همى يار كس
چو هومان ويسه بدان رزمگاه * كه گودرز كشواد بد با سپاه
بيامد كه جويد ز گردان نبرد * نگهبان لشكر به دو باز خورد
طلايه بيامد بر ترجمان * سواران ايران همه بد گمان
بپرسيد كين مرد پرخاش جوى * بخيره بدشت اندر آورده روى
كجا رفت خواهد همى چون نوند * بچنگ اندرون گرز و بر زين كمند
بايرانيان گفت پس ترجمان * كه آمد گه گرز و تير و كمان
كه اين شير دل نامبردار مرد * همى با شما كرد خواهد نبرد
سر ويسگانست هومان بنام * كه تيغش دل شير دارد نيام
چو ديدند ايرانيان گرز اوى * كمر بستن خسروى برز اوى
همه دست نيزه‌گزاران ز كار * فرو ماند از فرّ آن نامدار
همه يك سره بازگشتند ازوى * سوى ترجمانش نهادند روى
كه رو پيش هومان بتركى زبان * همه گفتهء ما برو بر بخوان
كه ما را بجنگ تو آهنگ نيست * ز گودرز دستورى جنگ نيست
اگر جنگ جويد گشادست راه * سوى نامور پهلوان سپاه
ز سالار گردان و گردنكشان * بهومان بدادند يك يك نشان
كه گردان كجايند و مهتر كجاست * كه دارد چپ لشكر و دست راست
و زان پس هيونى تگاور دمان * طلايه بر افگند زى پهلوان
كه هومان ازان رزمگه چون پلنگ * سوى پهلوان آمد ايدر بجنگ
چو هومان ز نزد سواران برفت * بيامد بنزديك رهّام تفت
و زان جا خروشى بر آورد سخت * كه اى پور سالار بيدار بخت
چپ لشكر و چنگ شيران توى * نگهبان سالار ايران توى
بجنبان عنان اندرين رزمگاه * ميان دو صف بر كشيده سپاه
بآورد با من ببايدت گشت * سوى رود خواهى و گر سوى دشت
وگر تو نيايى مگر گستهم * بيايد دمان با فروهل بهم
كه جويد نبردم ز جنگاوران * بتيغ و سنان و بگرز گران
هر آن كس كه پيش من آيد بكين * زمانه برو بر نوردد زمين
وگر تيغ ما را ببيند بجنگ * بدرّد دل شير و چرم پلنگ
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 481 | حكيم أبو القاسم الفردوسي