تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
بفرمود تا پيل با تخت عاج * بيارند با طوق زرين و تاج
مى خسروانى بياورد و جام * نخستين ز شاه جهان برد نام
بزد كرّ ناى از بر ژنده پيل * همى رفت آوازشان بر دو ميل
چو خرم شد از مى رخ پهلوان * برفتند شادان و روشن روان
چو پيراهن شب بدريد ماه * نهاد از بر چرخ پيروزگاه
طلايه پراگند بر گرد دشت * چو زنگى درنگى شب اندر گذشت
پديد آمد آن خنجر تابناك * بكردار ياقوت شد روى خاك
تبيره بر آمد ز پرده سراى * برفتند گردان لشكر ز جاى
چنين گفت رستم بگردنكشان * كه جايى نيامد ز پيران نشان
ببايد شدن سوى آن رزمگاه * بهر سو فرستاد بايد سپاه
شد از پيش او بيژن شير مرد * بجايى كجا بود دشت نبرد
جهان ديد پر كشته و خواسته * بهر سو نشستى بياراسته
پراگنده كشور پر از خسته ديد * به خاك اندر افگنده پا بسته ديد
نديدند زنده كسى را بجاى * زمين بود و خرگاه و پرده سراى
بنزديك رستم رسيد آگهى * كه شد روى كشور ز تركان تهى
ز ناباكى و خواب ايرانيان * بر آشفت رستم چو شير ژيان
زبان را بدشنام بگشاد و گفت * كه كس را خرد نيست با مغز جفت
بدين گونه دشمن ميان دو كوه * سپه چون گريزد ز ما همگروه
طلايه نگفتم كه بيرون كنيد * در و راغ چون دشت و هامون كنيد
شما سر بآسايش و خوابگاه * سپرديد و دشمن بسيچيد راه
تن آسان غم و رنج بار آورد * چو رنج آورى گنج بار آورد
چو گويى كه روزى تن آسان شوند * ز تيمار ايران هراسان شوند
ازين پس تو پيران و كلباد را * چو هومان و رويين و پولاد را
نگه كن بدين دشت با لشكرى * تو در كشورى رستم از كشورى
اگر تاو داريد جنگ آوريد * مرا زين سپس كى بچنگ آوريد
كه پيروز برگشتم از كارزار * تبه شد نكو گشته فرجام كار
بر آشفت با طوس و شد چون پلنگ * كه اين جاى خوابست گر دشت جنگ
طلايه نگه كن كه از خيل كيست * سر آهنگ آن دوده را نام چيست
چو مرد طلايه بيابى به چوب * هم اندر زمان دست و پايش بكوب
ازو چيز بستان و پايش ببند * نگه كن يكى پشت پيلى بلند
بدين سان فرستش بنزديك شاه * مگر پخته گردد بدان بارگاه
ز ياقوت و ز گوهر و تخت عاج * ز دينار و ز افسر و گنج و تاج
نگر تا كه دارد ز ايران سپاه * همه يك سره خواسته پيش خواه
ازين هديهء شاه بايد نخست * پس آنگه مرا و ترا بهر جست
بدان دشت بسيار شاهان بدند * همه نامداران گيهان بدند
ز چين و ز سقلاب و ز هند و و هر * همه گنج داران گيرنده شهر
سپهبد بيامد همه گرد كرد * برفتند گردان بدشت نبرد
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 411 | حكيم أبو القاسم الفردوسي