تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ز تيره شب و ديده‌ام نيست شرم * كه من چند جوشيده‌ام خون گرم
ز كار سياوش چو آگه شدم * ز نيك و ز بد دست كوته شدم
ميان دو كشور دو شاه بلند * چنين خوارم و زار و دل مستمند
فرنگيس را من خريدم بجان * پدر بر سر آورده بودش زمان
به خانه نهانش همى داشتم * برو پشت هرگز نه برگاشتم
بپاداش جان خواهد از من همى * سر بد گمان خواهد از من همى
[ پر از دردم اى پهلوان از دو روى * ز دو انجمن سر پر از گفتگوى ]
نه راه گريزست ز افراسياب * نه جاى دگر دارم آرام و خواب
همم گنج و بوم است و هم چارپاى * نبينم همى روى رفتن بجاى
پسر هست و پوشيده رويان بسى * چنين خسته و بستهء هر كسى
اگر جنگ فرمايد افراسياب * نماند كه چشم اندر آيد بخواب
بناكام لشكر ببايد كشيد * نشايد ز فرمان او آرميد
به من بر كنون جاى بخشايشست * سپاه اندر آوردن آرايشست
اگر نيستى بر دلم درد و غم * ازين تخمه جز كشتن پيلسم
جز او نيز چندى دلير و جوان * كه در جنگ سير آمدند از روان
ازين پس مرا بيم جانست نيز * سخن چند گويم ز فرزند و چيز
به پيروزگر بر تو اى پهلوان * كه از من نباشى خليده روان
[ ز خويشان من بد ندارى نهان * برانديشى از كردگار جهان ]
بروشن روان سياوش كه مرگ * مرا خوشتر از جوشن و تيغ و ترگ
گر ايدونكه جنگى بود هم گروه * تلى كشته بينى به بالاى كوه
كشانى و سقلاب و شگنى و هند * ازين مرز تا پيش درياى سند
ز خون سياوش همه بىگناه * سپاهى كشيده بدين رزمگاه
ترا آشتى بهتر آيد كه جنگ * نبايد گرفتن چنين كار تنگ
نگر تا چه بينى تو داناترى * برزم دليران تواناترى
ز پيران چو بشنيد رستم سخن * نه بر آرزو پاسخ افگند بن
به دو گفت تا من بدين رزمگاه * كمر بسته‌ام با دليران شاه
نديدستم از تو بجز راستى * ز تركان همه راستى خواستى
پلنگ اين شناسد كه پيكار و جنگ * نه خوبست و داند همى كوه و سنگ
چو كين سر شهرياران بود * سر و كار با تيرباران بود
كنون آشتى را دو راه ايدرست * نگر تا شما را چه اندر خورست
يكى آنك هر كس كه از خون شاه * بگسترد بر خيره اين رزمگاه
ببندى فرستى بر شهريار * سزد گر نفرمايد اين كارزار
گنهكار خون سر بىگناه * سزد گر نباشد بدين رزمگاه
و ديگر كه با من ببندى كمر * بيايى بر شاه پيروزگر
ز چيزى كه ايدر بمانى همى * تو آن را گرانمايه دانى همى
بجاى يكى ده بيابى ز شاه * مكن ياد بنگاه توران سپاه
بدل گفت پيران كه ژرفست كار * ز توران شدن پيش آن شهريار