[ ز هر سو كه پويى به دو راه نيست * همه گرد بر گرد او در يكيست ]
[ بدين كوه بينى دو فرسنگ تنگ * ازين روى و زان روى ديوار سنگ ]
[ بدين چند فرسنگ اگر پنج مرد * بباشد به راه از پى كار كرد ]
[ نيابد بريشان گذر صد هزار * زرهدار و برگستوانور سوار ]
[ چو زين بگذرى شهر بينى فراخ * همه گلشن و باغ و ايوان و كاخ ]
[ همه شهر گرمابه و رود و جوى * بهر برزنى آتش و رنگ و بوى ]
[ همه كوه نخچير و آهو بدشت * چو اين شهر بينى نشايد گذشت ]
[ تذروان و طاووس و كبك درى * بيابى چو از كوهها بگذرى ]
[ نه گرماش گرم و نه سرماش سرد * همه جاى شادى و آرام و خورد ]
[ نبينى بدان شهر بيمار كس * يكى بوستان ِ بهشتست و بس ]
[ همه آبها روشن و خوشگوار * هميشه بر و بوم او چون بهار ]
[ درازى و پهناش سى بار سى * بود گر بپيمايدش پارسى ]
[ يك و نيم فرسنگ بالاى كوه * كه از رفتنش مرد گردد ستوه ]
[ و زان روى هامونى آيد پديد * كزان خوبتر جايها كس نديد ]
[ همه گلشن و باغ و ايوان بوَد * كش ايوانها سر بكيوان بوَد ]
[ بشد پور كاوس و آنجاى ديد * مر آن را ز ايران همى بر گزيد ]
[ تن خويش را نامبردار كرد * فزونى يكى نيز ديوار كرد ]
[ ز سنگ و ز گچ بود و چندى رخام * و زان جوهرى كش ندانيم نام ]
[ دو صد رش فزونست بالاى اوى * همان سى و پنج ست پهناى اوى ]
[ كه آن را كسى تا نبيند به چشم * تو گويى ز گوينده گيرند خشم ]
[ نيايد برو منجنيق و نه تير * ببايد ترا ديدن آن ناگزير ]
[ از تيغش دو فرسنگ تا بوم خاك * همه گرد بر گرد خاكش مغاك ]
[ نبيند ز بن ديده بر تيغ كوه * هم از بر شدن مرد گردد ستوه ]
[ بدان آفرين كان چنان آفريد * ابا آشكارا نهان آفريد ]
[ نبايست يار و نه آموزگار * برو بر همه كار دشوار خوار ]
[ جز او را مخوان كردگار جهان * جز او را مدان آشكار و نهان ]
[ بپيغمبرش بر كنيم آفرين * بيارانش بر هر يكى همچنين ]
مرا فرّ نيكى دهش يار بود * خردمندى و بخت بيدار بود
برين سان يكى شارستان ساختند * سرش را بپروين پرداختند
كنون اندرين هم به كار آوريم * به دو در فراوان نگار آوريم
چه بندى دل اندر سراى سپنج * چه يازى برنج و چه نازى بگنج
كه از رنج ديگر كسى بر خورد * جهانجوى دشمن چرا پرورد
چو خرّم شود جاى آراسته * پديد آيد از هر سوى خواسته
نباشد مرا بودن ايدر بسى * نشيند برين جاى ديگر كسى
نه من شاد باشم نه فرزند من * نه پر مايه گردى ز پيوند من
نباشد مرا زندگانى دراز * ز كاخ و ز ايوان شوم بىنياز
شود تخت من گاه افراسياب * كند بىگنه مرگ بر من شتاب