تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
چو ديدند گرد گو پيل تن * همه نامداران شدند انجمن
ستايش گرفتند بر پهلوان * كه جاويد بادى و روشن روان
جهان سربسر زير پاى تو باد * هميشه سر تخت جاى تو باد
تو دانى كه كاؤس را مغز نيست * بتيزى سخن گفتنش نغز نيست
بجوشد همانگه پشيمان شود * به خوبى ز سر باز پيمان شود
تهمتن گر آزرده گردد ز شاه * هم ايرانيان را نباشد گناه
هم او زان سخنها پشيمان شدست * ز تندى بخايد همى پشت دست
تهمتن چنين پاسخ آورد باز * كه هستم ز كاؤس كى بىنياز
مرا تخت زين باشد و تاج ترگ * قبا جوشن و دل نهاده بمرگ
چرا دارم از خشم كاؤس باك * چه كاؤس پيشم چه يك مشت خاك
سرم گشت سير و دلم كرد بس * جز از پاك يزدان نترسم ز كس
ز گفتار چون سير گشت انجمن * چنين گفت گودرز با پيل تن
كه شهر و دليران و لشكر گمان * بديگر سخنها برند اين زمان
كزين ترك ترسنده شد سرفراز * همى رفت زين گونه چندى براز
كه چونان كه گژدهم داد آگهى * همه بوم و بر كرد بايد تهى
چو رستم همى زو بترسد بجنگ * مرا و ترا نيست جاى درنگ
از آشفتن شاه و پيگار اوى * بديدم بدرگاه بر گفت‌وگوى
ز سهراب يل رفت يك سر سخن * چنين پشت بر شاه ايران مكن
چنين بر شده نامت اندر جهان * بدين بازگشتن مگردان نهان
و ديگر كه تنگ اندر آمد سپاه * مكن تيره بر خيره اين تاج و گاه
برستم بر اين داستانها بخواند * تهمتن چو بشنيد خيره بماند
به دو گفت اگر بيم دارد دلم * نخواهم كه باشد ز تن بگسلم
ازين ننگ برگشت و آمد به راه * گرازان و پويان بنزديك شاه
چو در شد ز در شاه بر پاى خاست * بسى پوزش اندر گذشته بخواست
كه تندى مرا گوهرست و سرشت * چنان زيست بايد كه يزدان بكشت
وزين ناسگاليده بدخواه نو * دلم گشت باريك چون ماه نو
بدين چاره جستن ترا خواستم * چو دير آمدى تندى آراستم
چو آزرده گشتى تو اى پيل تن * پشيمان شدم خاكم اندر دهن
به دو گفت رستم كه گيهان تراست * همه كهترانيم و فرمان تراست
كنون آمدم تا چه فرمان دهى * روانت ز دانش مبادا تهى
به دو گفت كاؤس كامروز بزم * گزينيم و فردا بسازيم رزم
بياراست رامشگهى شاهوار * شد ايوان بكردار باغ بهار
ز آواز ابريشم و بانگ ناى * سمن عارضان پيش خسرو بپاى
همى باده خوردند تا نيم شب * ز خنياگران بر گشاده دو لب

[ لشكر كشيدن كاوس با رستم ]

دگر روز فرمود تا گيو و طوس * ببستند شبگير بر پيل كوس
در گنج بگشاد و روزى بداد * سپه بر نشاند و بنه بر نهاد