تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1323

مساهمون:

ص١٣٢٣
دگر آنك فرزند بودت دو هشت * شب و روز ايشان بزندان گذشت
بدر بر كسى ايمن از تو نخفت * ز بيم تو بگذاشتندى نهفت
چو بشنيد پيغام او اين دو مرد * برفتند دلها پر از داغ و درد
برين گونه تا كشور طيسفون * همه ديده پر آب و دل پر ز خون
نشسته بدر بر گلينوش بود * كه گفتى زمين زو پر از جوش بود
همه لشكرش يك سر آراسته * كشيده همه تيغ و پيراسته
ابا جوشن و خود بسته ميان * همان تازى اسپان ببرگستوان
بچنگ اندرون گرز پولاد داشت * همه دل پر از آتش و باد داشت
چو خراد برزين و اشتاگشسپ * فرود آمدند اين دو دانا از اسپ
گلينوش بر پاى جست آن زمان * ز ديدار ايشان ببد شادمان
بجايى كه بايست بنشاندشان * همى مهتر نامور خواندشان
سخن گوى خرّاد برزين نخست * زبان را به آب دليرى بشست
گلينوش را گفت فرخ قباد * بآرام تاج كيان بر نهاد
بايران و توران و روم آگهيست * كه شيروى بر تخت شاهنشهيست
تو اين جوشن و خود و گبر و كمان * چه دارى همى كيستت بدگمان
گلينوش گفت اى جهان ديده مرد * بكام تو بادا همه كاركرد
كه تيمار بردى ز نازك تنم * كجا آهنين بود پيراهنم
برين مهر بر آفرين خوانمت * سزايى كه گوهر بر افشانمت
نباشد بجز خوب گفتار تو * كه خورشيد بادا نگهدار تو
بكارى كجا آمدستى بگوى * پس آنگه سخنهاى من بازجوى
چنين داد پاسخ كه فرخ قباد * بخسرو مرا چند پيغام داد
اگر باز خواهى بگويم همه * پيام جهاندار شاه رمه
گلينوش گفت اى گرانمايه مرد * كه داند سخنها همه ياد كرد
و ليكن مرا شاه ايران قباد * بسى اندرين پند و اندرز داد
كه همداستانى مكن روز و شب * كه كس پيش خسرو گشايد دو لب
مگر آنك گفتار او بشنوى * اگر پارسى گويد ار پهلوى
چنين گفت اشتاد كاى شادكام * من اندر نهانى ندارم پيام
پياميست كان تيغ بار آورد * سر سركشان در كنار آورد
تو اكنون ز خسرو برين بار خواه * بدان تا بگويم پيامش ز شاه
گلينوش بشنيد و بر پاى جست * همه بندها را بهم بر شكست
بر شاه شد دست كرده بكش * چنانچون ببايد پرستار فش
به دو گفت شاها انوشه بدى * مبادا دل تو نژند از بدى
چو اشتاد و خرّاد برزين بشاه * پيام آوريدند ز آن بارگاه
بخنديد خسرو بآواز گفت * كه اين راى تو با خرد نيست جفت
گرو شهريارست پس من كيم * درين تنگ زندان ز بهر چيم
كه از من همى بار بايدت خواست * اگر كژّ گويى اگر راه راست
بيامد گلينوش نزد گوان * بگفت اين سخن گفتن پهلوان
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1323 | حكيم أبو القاسم الفردوسي