تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧

داستان كليله و دمنه

[ گفتار اندر آوردن برزوى ، كليله و دمنه را از هندوستان ]

نگه كن كه شادان برزين چه گفت * بدانگه كه بگشاد راز از نهفت
بدرگه شهنشاه نوشين روان * كه نامش بماناد تا جاودان
ز هر دانشى موبدى خواستى * كه درگه بديشان بياراستى
پزشك سخنگوى و كنداوران * بزرگان و كار آزموده سران
ابر هر درى نامور مهترى * كجا هر سرى را بدى افسرى
پزشك سراينده برزوى بود * بنيرو رسيده سخنگوى بود
ز هر دانشى داشتى بهره‌اى * بهر بهره‌اى در جهان شهره‌اى
چنان بد كه روزى بهنگام بار * بيامد بر نامور شهريار
چنين گفت كاى شاه دانش پذير * پژوهنده و يافته يادگير
من امروز در دفتر هندوان * همى بنگريدم بروشن روان
چنين بد نبشته كه بر كوه هند * گياييست چينى چو رومى پرند
كه آن را چو گرد آورد رهنماى * بياميزد و دانش آرد بجاى
چو بر مرده بپراگند بىگمان * سخنگوى گردد هم اندر زمان
كنون من بدستورى شهريار * بپيمايم اين راه دشوار خوار
بسى دانشى رهنماى آورم * مگر كين شگفتى بجاى آورم
تن مرده گر زنده گردد رواست * كه نوشين روان بر جهان پادشاست
به دو گفت شاه اين نشايد بدن * مگر آزمون را ببايد شدن
ببر نامهء من بر راى هند * نگر تا كه باشد بت‌آراى هند
بدين كار با خويشتن يار خواه * همه يارى از بخت بيدار خواه
اگر نو شگفتى شود در جهان * كه اين گفته رمزى بود در نهان
ببر هرچ بايد بنزديك راى * كزو بايدت بىگمان رهنماى
در گنج بگشاد نوشين روان * ز چيزى كه بد در خور خسروان
ز دينار و ديبا و خزّ و حرير * ز مهر و ز افسر ز مشك و عبير
شتروار سيصد بياراست شاه * فرستاده برداشت آمد به راه
بيامد بر راى و نامه بداد * سر بارها پيش او برگشاد
چو بر خواند آن نامهء شاه راى * به دو گفت كاى مرد پاكيزه راى
ز كسرى مرا گنج بخشيده نيست * همه لشكر و پادشاهى يكيست
ز داد و ز فرّ و ز اورند شاه * و زان روشنى بخت و آن دستگاه
نباشد شگفت از جهاندار پاك * كه گر مردگان را بر آرد ز خاك
برهمن بكوه اندرون هرك هست * يكى دارد اين راى را با تو دست
بت‌آراى و فرخنده دستور من * هم آن گنج و پر مايه گنجور من
بد و نيك هندوستان پيش تست * بزرگى مرا در كم و بيش تست
بيارا ستندش بنزديك راى * يكى نامور چون ببايست جاى
خورشگر فرستاد هم خوردنى * همان پوشش نغز و گستردنى
برفت آن شب و راى زد با ردان * بزرگان قنوج با بخردان
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1127 | حكيم أبو القاسم الفردوسي