نيكوكار و بدكار ديگران است .
و گفت حسن بن وشّا : بعد از آن روى كرد به من آن حضرت ، پس گفت : يا حسن چه نحو مىخوانيد اين آيه را كه
( قالَ يا نُوحُ )
تا آخر ؟ پس گفتم : بعضى از مردمان مىخوانند
( إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ )
كه عمل فعل باشد ، و غير صالح مفعول او ، پس آن كه به اين نحو قرائت كرده است كه
( إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ )
به رفع و تنوين عمل ، نفى كرده است پسر نوح را از پدرش .
پس حضرت عليه السلام فرمود : حاشا بتحقيق كه او پسر نوح بود ، و ليكن چون عصيان خداى تعالى ورزيد نفى كرد خداى تعالى او را از پدرش ، همچنين است هر كه از ما بنى هاشم باشد و اطاعت الهى نكرده باشد پس نيست از ما ، و تو هرگاه اطاعت الهى كنى پس تو از ما اهل بيتى .
بدان كه جمع ميان اين حديث كه حرام شدن آتش به نوعى از استحقاق مختص به اولاد بطنى حضرت فاطمه عليها السلام بوده باشد و بر غير ايشان حرام به محض تفضّل باشد ، با احاديث سابقه كه دالّ است بر مغفرت جميع ذرّيه ، خصوصاً هرگاه به امامت ائمّهء معصومين عليهم السلام قايل باشند ، هر چند قبل از موت باشد به زمان قليلى ، چنان چه در جمع بين الأحاديث مذكور شد ممكن است ، و نفى ايشان از خود و تبرّى به نحوى كه آن حضرت فرمودند ، موافق حديث لازم است از كسى كه اطاعت الهى نكند ، و به مرتبهء پسر نوح مستغرق بحر عصيان گشته بر سفينهء نجات مستقر نباشد هر چند فاطمى باشد ، و ايشان تفضّلى كه دارند به سبب اطاعت وقرب حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و ائمّهء اطهار صلوات اللَّه عليهم است ، پس اگر كسى مطيع خدا نباشد ، ائمّهء اطهار عليهم السلام و جميع مؤمنين از ايشان بري خواهند بود ، و ايشان را از خود نخواهند دانست ، و احوال ايشان مفوّض به تفضّل خداست .