خون ؟ گفت : آشاميدم آن را يا رسول اللَّه ، پس فرمود آن حضرت : سزاوار نبود تو را كه بياشامى خون را ، و به تحقيق كه كرده است خداى عزّوجلّ اين خون را از براى تو حجابى از آتش ، پس من بعد به اين نحو عملى مكن .
و حديث مذكور را شيخ محمّد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمّى در باب معايش و مكاسب و فوائد و صناعات در كتاب من لا يحضره الفقيه ، از عمرو بن شمر از جابر از ابى جعفر عليه السلام نيز روايت نموده است ، بدون لفظ « فلا تعد » « 1 » .
و اين حديث در كتاب طبّ الأئمّة نيز واقع به اين عبارت ، قال أبوطيبة :
حجمت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وأعطاني ديناراً ، وشربت دمه ، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
أشربت ؟ قلت : نعم ، قال : و ما حملك على ذلك ؟ قال : أتبرّك به ، قال : أخذت أماناً من الأوجاع والأسقام والفقر والفاقة ، واللَّه ما تمسّك النار أبداً « 2 » .
و در فقه مسعودى از تتمّهء اين حديث مرقوم است كه : بعد از خوردن ابوطيبه آن خون را در حال طيب و بوى مشك از دهان ابو طيبه روان شد ، و آن اثر در فرزندان وى باقى است عموماً تا روز قيامت ، و رايحهء طيبه جزئيت از اين خبر نيز استشمام مىشود .
و محمّد بن اسحاق در سيرت خود آورده در طى سياق غزوهء احد ، كه ابوسعيد الخدري - رضي اللَّه عنه - بيامد و خون از رخسارهء پيغمبر صلى الله عليه و آله پاك همى كرد ، و بعد از آن دهان در آن نهاد و پاك بياشاميد و باز خورد ، و بعد از آن پيغمبر صلى الله عليه و آله گفت : من مسّ دمه دمي لم تصبه النار . گفت : هر كه خون من به خون وى رسد دوزخ بر وى كار نكند .
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه 3 : 160 ح 3585 .
( 2 ) طبّ الأئمّه ص 56 .