سخن بودند ، و چون ما را مىديدند قطع سخن مىكردند ، پس عرض كرديم اين را به رسول اللَّه صلى الله عليه و آله .
پس فرمود آن حضرت صلى الله عليه و آله : چه به خاطر جمعى مىرسد كه با يكديگر در مكالمهاند ، و چون ببينند مردانى را از اهل بيت قطع مىكنند كلام خود را ، به خدا قسم كه داخل نمىشود در دل مردى ايمان تا آن كه دوست دارد شما را به سبب دوستى من با شما ، يا به سبب دوستى كه با من دارند ، آيا اميدواريد شما كه داخل بهشت شويد به شفاعت من ، و اميد ندارند بنو عبدالمطّلب اين را ، چنين نيست بلكه ايشان بيشتر به شفاعت من داخل بهشت مىشوند .
و صاحب كتاب احقاق الحق رحمه الله كه از جملهء مشاهير علماى شيعه است نقل نموده كه : وفي كتاب الصواعق المحرقة لابن الحجر : صحّ أنّ العبّاس شكى إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ما يلقون من قريش من تعبيسهم وجوههم وقطعهم حديثهم عند لقائهم ، فغضب صلى الله عليه و آله غضباً شديداً حتّى احمرّ وجهه ودرّ عرق بين عينيه . إلى آخر الحديث المنقول من الذخائر « 1 » .
و ترجمهء اين حديث از حديث سابق معلوم است ، و لفظ « درّ عرق » كه در حديث تصريح به آن شده در بعضى روايات نسبت به مطلق بنى هاشم اين عرق منسوب شده ، چنان چه در افواه عرق هاشمى مشهور ، و در وجوه ايشان اظهر من الشمس است .
و مؤيّد اين كلام آن كه در خبر طوق قطب حديد از رحى ، كه حضرت اميرالمؤمنين وصى شفيع روز جزا صلوات اللَّه عليهما در عنق خالد بن وليد لعنه اللَّه مفتول نمودهاند ، در كتب مناقب به اين عنوان واقع است : فاشمأزّ وبربر وازدحم الكلام في حلقه وصدره كقعقعة الرعد ، وزمجرة الأسد ، ودرّ العرق الهاشمي بين
هامش
( 1 ) احقاق الحق 9 : 450 .