او محبّ است ، پس مىگويد : اى خداى من و سيد من نام نهادى مرا فاطمه ، و نگاه داشتى به سبب من كسى كه مرا دوست دارد و دوست دار ذريّهء من باشد از آتش دوزخ ، و وعدهء تو حقّ است ، و تو خلف وعده نمىكنى .
پس مىفرمايد خداى عزّوجلّ : راست گفتى اى فاطمه ، به درستى كه من نام گذاشتم تو را فاطمه ، و نگاه داشتم به سبب تو كسى كه دوست دار و معين تو باشد ، و دوست دار و معين ذريّهء تو باشد از آتش ، و وعدهء من حقّ است ، و من خلاف وعدهء خود نمىنمايم ، و به تحقيق كه امر نموده بودم به اين بندهء خود به آتش دوزخ تا آن كه شفيع شوى تو ، پس قبول كنم شفاعت تو را تا ظاهر شود به ملائكه و پيغمبران و رسولان من و اهل محشر مرتبهء تو و مقام تو نزد من ، پس هر كه را كه بخوانى ميان دو چشم او كه مؤمن است ، پس بگير دست او را و داخل گردان او را در بهشت .
سند سى و نهم : وجوب رعايت حرمت حضرت فاطمه عليها السلام
شيخ المحدّثين شيخ ابوجعفر طوسى رحمه الله در كتاب تهذيب ، و ابن بابويه رحمه الله در كتاب علل الشرايع ، باسناد خود نقل نمودهاند از حمّاد كه : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول : لا يحلّ لأحد أن يجمع بين اثنتين من ولد فاطمة عليها السلام ، إنّ ذلك يبلغها فيشقّ عليها ، قال : قلت : يبلغها ؟ قال : اي واللَّه « 1 » .
يعني : شنيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه مىگفت : كه حلال نيست مر احدى را كه جمع نمايد ميان دو زن از اولاد فاطمه عليها السلام ، به درستى كه اين مىرسد به حضرت فاطمه عليها السلام و دشوار مىنمايد بر او ، راوى گفت : عرض
هامش
( 1 ) تهذيب شيخ طوسى 7 : 463 ح 1855 ، علل الشرائع شيخ صدوق ص 590 ح 38 .