رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ )
« 1 » تمام الآية .
و گفت مردى كه گرويده بود به موسى عليه السلام از خويشان فرعون يعنى خربيل ، و مدّتى مديد بود كه مىپوشيد ايمان خود را از فرعون و توابع او ، و گويند كه اين مرد مؤمن از بنى اسرائيل بود نام او حبيب يا شمعون ، و اصح و اشهر خربيل است كه ابن عم فرعون است يا ابن خال .
و در روايت وارد شده كه مدّت صد سال بود كه ايمان داشت و تقيه مىكرد ، و از ابو عبداللَّه جعفر بن محمّد الصادق صلوات اللَّه عليهما مروى است كه تقيه دين من است و دين پدر من ، دين ندارد هر كه او را تقيه نيست ، و تقيه سپر خداست در زمين او كه به آن سهام مضرّت و سيوف اذيّت مندفع مىشود ؛ زيرا كه مؤمن آل فرعون اگر اظهار اسلام مىكرد كشته مىشد « 2 » .
و از ابن عبّاس - رضي اللَّه عنه - مروى است كه : از آل فرعون غير خربيل كه ابن عمّ فرعون بود و آسيه كه زن او بود كسى ديگر ايمان به موسى عليه السلام نياورد « 3 » .
حاصل كه خربيل چون ديد كه فرعون در تكاپوى قتل موسى عليه السلام است ، از روى انكار گفت كه : آيا مىكشيد مردى را ، يعنى : قصد قتل او مىكنيد ، براى اين كه مىگويد آفريدگار من خداى به حقّ است نه غير او ، و حال آن كه آورده است به شما معجزات روشن و هويدا از نزد پرورگار شما ، كه دلالتى تامّ دارد بر صدق قول او ، چون قلب عصا به اژدها و يد بيضا و غير آن ، و با وجود اين همه براهين ظاهره اصلًا در امر او تأمّلى و تفكّرى نمىنمايد .
هامش
( 1 ) سورهء غافر : 28 .
( 2 ) مجمع البيان مرحوم طبرسى 8 : 338 .
( 3 ) مجمع البيان مرحوم طبرسى 8 : 338 .