يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً )
« 1 » كه تفسير آن قبل از اين مسطور شد ، و اين فضلى است كه انكار آن نمى كند كسى اصلا ، مگر معاندى گمراه ، از براى آن كه اين فضل بعد از طهارتى است كه انتظار او برده مى شد ، اين آية دوّم است .
و امّا آية سيّم در آنجا كه تميز فرموده است خداى تعالى طاهرين از خلق خودش را ، و امر فرموده است نبى اش راى به مباهله به ايشان در آية مباهله ، پس فرموده است يا محمّد
( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ )
« 2 » و ترجمة آية شريفه در حديث مكالمة حضرت امام موسى با هارون الرشيد قبل از اين مذكور شد .
پس حضرت مى فرما يد : كه بيرون آورد رسول الله صلى الله عليه و آله على و حسن و حسين و فاطمه راى صلوات الله عليهم اجمعين ، و مقرون ساخت نفوس ايشان را به نفس خود ، پس آيا مى دانيد چه چيز است معنى قول آن حضرت كه به امر خدا فرموده است « وأنفسنا و أنفسكم » ؟
گفتند علماء : كه خواسته است به آن نفس خود راى .
گفت أبوالحسن عليه السلام : غلط كرديد ، به تحقيق كه نخواسته به اين مگر على بن ابيطالب عليه السلام را ، و از آنچه دلالت مىكند بر اين مطلب قول پيغمبر است صلى الله عليه و آله در و قتى كه فرمودند كه : لينتهين بنو و ليعة أو لأبعثن إليهم رجلا كنفسي . يعنى : على بن ابيطالب صلوات الله عليه يعنى بايد كه البتّه منتهى شوند از فساد كردن ، و ترك كنند فساد راى قوم بنو و ليعه ، يا آن كه خواهم فرستاد به ايشان مردى راى كه مانند نفس خودم باشد ، و خواسته است به آن على بن ابيطالب عليه السلام را ، و خواسته است به لفظ أبناء حسن و حسين عليهما السلام ، و بنساء فاطمه عليها السلام راى .
هامش
( 1 ) سورة احزاب : 33 .
( 2 ) سورة آل عمران : 61 .