كه چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله خالد بن وليد را به بنى خزيمه فرستاد ، تا ايشان را به اسلام دعوت كند ، و به قتال ايشان امر نفرمود ، چون به آن قبيله رسيد به واسطهء دشمنى كه با ايشان داشت ، خلاف قول پيغمبر صلى الله عليه و آله كرده با ايشان محاربه كرد .
و چون اين حال را به حضرت رسالت صلى الله عليه و آله عرض كردند ، آن حضرت از آن حالت بسيار پريشان و غمگين شد ، پس بر خواست و روى مبارك به قبله آورد ، و دستها بر داشت ، و به تضرّع اين مناجات كرد كه : بار خدايا من بيزارم از آنچه خالد وليد كرده است از محاربهء با بنى خزيمه .
پس اگر تفسير اولى الأمر به خالد و امثال او صحيح باشد ، لازم آيد كه حق تعالى امر كرده باشد به معصيت ؛ زيرا كه امر به متابعت عاصى امر است به عصيان ، تعالى اللَّه عن ذلك علوّاً كبيرا . تمّ كلامه .
بعد از ذكر آيه حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد : كه يعنى اطاعت كنيد آن جماعتى كه مقارن كرده است خداى تعالى ايشان را به قرآن و حكمت و حسد برده شدهاند بر اين هر دو ، يعنى : به سبب اين هر دو محسود مردمان شدهاند ، پس قول خداى تعالى كه فرموده
( أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً )
به معنى اطاعت است از جهت بر گزيدگان و پاكان ، پس مراد از ملك اينجا اطاعت است مر ايشان را ، يعنى : ايشان مطاع و خلايق مطيع باشند ايشان را .
گفتند علما : پس خبر ده ما را كه آيا تفسير كرده است خداى تعالى اصطفى را در قرآن ؟
فرمود حضرت امام رضا عليه السلام : كه تفسير كرده است خداى تعالى آن را در ظاهر كلام به غير باطن در دوازده جا و مكان .
پس اوّل آن تفاسير : قول خداى تعالى است كه
( وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ