درستى كه او خداوند گردارى بود نه نيك و نه شايسته ، پس مپرس از من از آنچه نيست تو را به آن چيز دانشى ، يعنى چيزى را كه علم به صلاح و فساد آن ندارى از من مطلب ، و آن عدم علم او بود به صواب و فساد و هلاك كنعان ، مراد نهى است ، به درستى كه من پند مىدهم تو را آن كه نباشى از غافلان و نادايان از آن كه اولى عدم اين سؤال است .
پس گفت مأمون : آيا زيادتى داده است خداى تعالى عترت را بر ساير مردمان ؟
پس فرمود حضرت امام رضا عليه السلام : به درستى كه خداى ظاهر كردانيده است فضل و زيادتى عترت را بر ساير مردمان در كتاب محكم خودش .
پس گفت مأمون : در كجاست اين كه عترت از ساير مردمان افضلاند در كتاب خداى تعالى ؟
پس گفت امام رضا عليه السلام : در قول خداى تعالى
( إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ )
« 1 » يعنى : به درستى كه برگزيد آدم را به تعليم اسماء ، و امر كرد به ملائكه به سجود او ، و بيرون آوردن انبياء و اصفياء و اولياء از صلب او ، و نوح عليه السلام را به درازى عمر ، و الهام او به ساختن كشتى ، و نجات او از غرق ، و آل ابراهيم عليه السلام را كه اسماعيل و اسحاقاند ، و اولاد ايشان نبوّت و امامت و بناء خانهء كعبه و خلافت ، و از جمله اولاد او يعقوب است ، و داود و سليمان و يونس و زكريا و يحيى و عيسى و حضرت خاتم الأنبياء و ائمّهء هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين ، و آل عمران را كه موسى و هارون است ، و سخن گفتن او سبحانه ايشان را به واسطه .
صاحب خلاصة المنهج نقل نموده كه : موسى و هارون پسران عمران بن يصهر بن فاهث بن لاوى بن يعقوباند ، يا مراد عيسى است ، و يا مادر او مريم كه
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران : 33 .