تدبّر در آيات بازداشتنى ، به جهت اعراض كردن شما از آن ، بلكه هستند شما گروهى مسرفان ، و از حد بيرون روندگان ، آيا ندانستهاى اين را كه واقع شده است وراثت و طهارت بر گزيدگان و هدايت يافته شدهگان از آل نه ساير ايشان ؟
گفتند : از كجا معلوم شد يا اباالحسن ؟
فرمود : از قول خداى عزّوجلّ كه
( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ )
و به تحقيق كه فرستاديم نوح نجى را به بنى قابيل ، و ابراهيم عليه السلام به نمرود ، و گردانيديم يعنى به وديعت نهاديم در ميان فرزندان ايشان پيغمبرى را به طريق وحى و كتابى را كه نامزد ايشان بود ، پس بعضى از ذرّيه ايشان راه يافتهگانند به طريق حق ، يعنى گرويدند به انبياء و كتب ايشان ، وبسيارى از ايشان بيرون رفتهگانند از طريق حق ، يعنى نگرويدند به كتب و رسل .
بعد از استشهاد به آيهء كريمه ، حضرت مىفرمايد : پس گرديد وراثت نبوّت و كتاب مر مهتديان را نه فاسقان را ، آيا ندانستهايد اين را كه نوح عليه السلام در هنگامى كه سؤال كرد از پروردگارش تعالى ذكره ، پس گفت :
( رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ )
اى پروردگار من به درستى كه پسر كنعان از اهل من بود ، تو فرموده بودى كه اهل تو را نجات دهم و او هلاك شد ، و به درستى كه وعدهء تو راست است ، و تو بهترين حكم كنندگانى .
و اين سؤال جهت آن بود كه خداى تعالى وعده نموده بود او را كه نجات دهد او را و اهل او را از غرق شدن ، پس گفت مر نوح را پروردگار او جلّ جلاله : اى نوح به درستى كه پسر تو نبود از اهل تو ، يعنى از اهل دين تو ، به