و چون آن حضرت عليه السلام فرمودند كه اراده كرده است خداى عزّوجلّ به اين آيه عترت طاهره را ، و از سوق كلام الهى و حديث مسطور مستفاد مىشود كه غير معصوم نيز داخل است در اين آيه ، پس ممكن است كه مراد از عترت طاهره جميع ذرّيه باشد ، ليكن طهارت و اصطفا شدّت و ضعف داشته باشد ، اقلّ مراتب طهارت ايشان از اخذ زكات و دنس آن باشد عموماً ، و اعلا مراتب آن طهارت ائمّهء معصومين عليهم السلام باشد از رجس كه آيهء تطهير دالّ است بر آن خصوصاً .
يا منظور آن باشد كه اراده در آيهء « ثمّ أورثنا » اوّلًا وبالذات متعلّق است به خصوص عترت طاهره ، وثانياً و بالعرض بر ما بقى ذرّيه ، و مذكّر اين معناست قوله تعالى
( وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ )
موافق تفسير كه سابقاً گذشت .
و ظاهر آن است كه تمام اين حديث دليل بر اصطفاء مطلق بنى هاشم به مراتب شدّت و ضعف و تخصيص و تعميم باشد ، چنان چه از طى كلام معجز نظام آن حضرت اهل بصيرت و انصاف را واضح است .
پس گفت مأمون : چون خواسته است خداى تعالى عترت طاهره را بدون امّت ؟
فرمود حضرت امام رضا عليه السلام : كه اگر خداى تعالى اراده نموده باشد امّت را خواهند بود تمام امّت در بهشت از جهت قول خداى عزّوجلّ كه در قرآن مجيد فرموده :
( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ )
يعنى : بعضى از اين بندگان ستمكارند بر نفس خود ، و بعضى از ايشان متوسّط الحالاند وميانه رو ، و جمعى ديگر از ايشان پيشى گيرندهاند به نيكوئيها به امر خداى ، يعنى : به توفيق و فرمان او ، و اين توريث و اصطفاء اوست بخشايش بزرگ .
چنان چه تفسير اين آيهء كريمه موافق اقوال مفسّرين سمت تحرير يافته ، بعد از آن جمع كرده است خداى تعالى همهء ايشان را در بهشت ، پس فرموده است :