دون الامّة ، فكان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يجيء إلى باب علي وفاطمة عليهما السلام بعد نزول هذه الآية تسعة أشهر ، كلّ يوم عند حضور كلّ صلاة خمس مرّات ، فيقول : الصلاة يرحمكم اللَّه ، و ما أكرم اللَّه أحداً من ذراري الأنبياء عليهم السلام به مثل هذه الكرامة التي أكرمنا بها ، وخصّنا من دون جميع أهل بيتهم .
فقال المأمون والعلماء : جزاكم اللَّه أهل بيت نبيكم عن الامّة خيراً ، فما نجد الشرح والبيان فيما اشتبه علينا إلّا عندكم « 1 » .
يعنى : ريّان بن صلت گفت : حاضر شد امام ثامن ضامن ابوالحسن على بن موسى الرضا عليه السلام به مجلس مأمون الرشيد در مرو ، و به تحقيق كه مجتمع بودند در مجلس او جماعتى از علماء اهل عراق و خراسان .
پس گفت مأمون : خبر دهيد شما مرا از معنى اين آيه كه
( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا )
.
پس گفتند علما كه : اراده كرده است خداى عزّوجلّ به اين آيه كلّ امّت را .
پس گفت مأمون : چه مىگوئى يا أباالحسن ؟
حضرت امام رضا عليه السلام گفت : نمىگويم من همچنان چه علما گفتند ، و ليكن مىگويم من كه : اراده نموده است خداى عزّوجلّ به اين آيه عترت طاهره را ، يعنى ايراث كتاب نسبت به ائمّهء طاهرين متحقّق شده در ميان جمعى كه ايشان به آيهء اصطفينا شرف امتياز دارند ، و به شرف اصطفا موصوفاند كه از بنى هاشم باشند .
و حاصل معنا چنين مىشود : كه ميراث داديم قرآن را در ميان جمعى كه ايشان را برگزيدهايم به خصوص عترت طاهر نه غير ايشان ، و آن جمع برگزيده بعضى ظالم بر نفس خود و بعضى مقتصد و بعضى سابق به خيراتاند .
هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا شيخ صدوق 1 : 228 - 240 .