رمضان ، فما ذاك ؟ فقال له أبي : أتقدر على أن تعتق في كلّ ليلة من هذه الليالي عشر رقاب من ولد إسماعيل ؟ فقال له سدير : بأبي وامّي لا يبلغ مالي ذاك ، فما زال ينقص حتّى بلغ به رقبة واحدة ، في كلّ ذلك يقول : لا أقدر عليه ، فقال له : أوما تقدر أن تفطر في كلّ ليلة رجلًا مسلماً ؟ فقال له : بلى وعشرة ، فقال له أبي عليه السلام : فذلك الذي أردت يا سدير ، إنّ إفطارك أخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد إسماعيل « 1 » .
يعنى : حضرت مولانا الفايق ونور اللَّه الشارق ابى عبداللَّه جعفر بن محمّد الصادق عليه السلام فرمود : كه سدير داخل شد بر پدرم حضرت امام محمّدباقر عليه السلام در ماه مبارك رمضان ، پس آن حضرت فرمود : كه يا سدير آيا مىدانى كه چه شبهاست اين شبها ؟ سدير گفت : بلى جانم فداى تو باد ، و به درستى كه اين شبها شبهاى ماه مبارك رمضان است ، منظور چيست از اين سؤال ؟ .
آن حضرت فرمود : آيا قدرت دارى كه آزاد كنى در هر شب از اين شبها ده بنده از اولاد اسماعيل را ؟ سدير گفت : جان پدر و مادرم فداى تو باشد نمىرسد مال به اين قدر ، پس آن حضرت هميشه كم مىفرمودند عدد آزادى بندهها را تا آن كه فرمودند : كه آيا قدرت دارى كه يك بنده از اولاد حضرت اسماعيل در هر شب از ماه رمضان المبارك آزاد كنى ؟ در جميع اين مراتب سدير گفت : قدرت ندارم .
پس حضرت امام محمّدباقر عليه السلام فرمود : كه آيا قدرت ندارى كه افطار فرمائى در هر شب از اين ماه مرد مسلمى را ؟ پس گفت سدير : بلى اين را قدرت دارم ، بلكه ده مرد مسلم را مىتوانم افطار فرمود ، پس گفت به او پدرم يعنى حضرت امام محمّدباقر عليه السلام : به اين افطار مؤمن اراده كردهام آزاد نمودن ولد
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه 2 : 134 ح 1953 .