( وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ )
« 1 » يعنى : امّا آن ديوار كه راست كردم هست براى دو كودك يتيم ، نام يكى اصرم ، و ديگرى صيريم
( فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما )
در اين شهر ، و بود در زير آن ديوار گنجى براى ايشان ، و اگر ديوار بيفتادى آن گنج ظاهر شدى و مردمان برداشتند
( وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً )
و بود پدر ايشان مرد شايسته ، نام او كاشح گفتند ، كه ميان ايشان و پدر صالح ايشان هفت پدر ديگر بود ، حق تعالى به جهت صلاح آن پدر به چند واسطه محافظت آن گنج نمود .
ابوذر از پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت نموده كه آن گنج صحيفههاى طلا و نقره بود .
و به روايت ابن عبّاس و سعيد بن جبير صحيفهاى بود از علوم هاديه .
و از ميزان اللَّه الفارق ومصباحه الناطق جعفر بن محمّد الصادق عليهما السلام مروى است كه لوحى بود از زبرجد بر آنجا نوشته بود كه : عجب از آن كه ايمان دارد چرا غافل مىشود ، و عجب آن كه دنيا را به نظر دارد ، و تغليب و تغيير آن را مىشناسد چگونه دل به او مىدهد ، و عجب از آن كه مرگ را به يقين مىداند چگونه به شادى مىگذراند ، و در آخر آن نوشته بود كه : لا إله إلّا اللَّه ، محمّد رسول اللَّه « 2 » .
و در خلاصة المنهج از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله منقول است كه : حق تعالى به صلاح مرد مؤمن اصلاح فرزندان و فرزند فرزند او و اهل بيت او و اهل خانهها و همسايههاى او مىكند .
الرجاء في واسع العفو والانعام * الإلحاق بآبائي العظام
بنبيه وذوي خير الأنام * وثوقاً بوعده في الطور
والوفاء صفة الكرام
هامش
( 1 ) سورهء كهف : 82 .
( 2 ) مجمع البيان مرحوم طبرسى 6 : 298 .